تو بوی مه میدی؛

تو بوی مه میدی؛
بوی مه ای که از وسط یه جنگل افرا گذشته باشه.
یا نه بوی ابر،
از اون ابرا که واسه یه دشت خشک،
بارونُ چشم روشنی می برن؛
گاهی بوی نم میدی
جامونده رو موهای زنی که تازه از حمام در اومده.
بوی دم نوش های گیاهی؛
بوی یه نهر زلال
(ولی آب زلال که بو نداره) باور کن داره...
اصلا تمام بوهای خوب از تنِ تو آب میخوره
حتی وقتی گریه می کنم، اشکام بوی تو رو میده...
دیدگاه ها (۰)

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

dark life = 38

پارت‌: 21 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**حلقه‌ای که دور لبه‌ی است...

### پارت ۸: پیمانِ شکستهبوی تندِ نم، آهنِ زنگ‌زده و دریا، او...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

پارت ۲۴

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط