{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بوی مه میدی؛

تو بوی مه میدی؛
بوی مه ای که از وسط یه جنگل افرا گذشته باشه.
یا نه بوی ابر،
از اون ابرا که واسه یه دشت خشک،
بارونُ چشم روشنی می برن؛
گاهی بوی نم میدی
جامونده رو موهای زنی که تازه از حمام در اومده.
بوی دم نوش های گیاهی؛
بوی یه نهر زلال
(ولی آب زلال که بو نداره) باور کن داره...
اصلا تمام بوهای خوب از تنِ تو آب میخوره
حتی وقتی گریه می کنم، اشکام بوی تو رو میده...
دیدگاه ها (۰)

«و من چرا از شهر‌ها و سرزمین‌ها حرف می‌زنم؟تو شهرِ منی...چهر...

تو خیلی بزرگ و سنگین و باارزشی برای همین هم جای خالی‌ات همیش...

بالاخره بعد دو سال دیدمشبعد کلی حرف، چشاشو تنگ کرد و زیر لبش...

#نوشته_هایم^_^🥀(۱۳۹۹)

پارت ششم / رمان برگ چهارمخورشید با سختی از پشت کوه‌ها زد بیر...

وقتی پریودی و.......پارت5*(تهیونگ که می‌بینه اصلاً دلش نمیاد...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.5  (روایت از زبان نویسنده)--...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط