{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست های رو به پایین مرا بالا گرفت

دست های رو به پایین مرا بالا گرفت
از همان ساعت جنین عشق در من پا گرفت ...
با نسیم چشمهایش ؛ شاخه هایم تاب خورد
لا به لای برگهاهایم ؛ آشیانش جا گرفت
یک نگاه و یک سکوت و یک حساب بی حساب
لای این یک ها یکی یک بوسه زد ؛ ده تا گرفت !
باز آدم طبق عادت پرسه ای در باغ زد
بازگشت و سیب های تازه از حوا گرفت
ربط لبهایش به گندم را نمیدانم ولی
بعد از آن دست و دهانم مزه ی حلوا گرفت !
کاش میشد آمدش یک لحظه بعد از رفت بود
کاش میشد بودنش را از خدا امضا گرفت ...
دیدگاه ها (۵)

پارت چهارم کامیل باورش نمیشد اوه این باعت میشد امروز رابطشون...

پارت دو

Part 11

بگذار به زبان ساده ی خودم بگویم...!دنیا خیلی کوچک است!!با هم...

#او_یکزن#قسمت_دوازده#چیستایثربیفقط به چیستا نگو!نمیدانم گیجی...

چهار گلدان شیشه ای کمر باریک پر از شاخه های سبز یاس ، با غنچ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۶۵ این کیه؟ اینجا چیکار میکنه...

our song part : ۲۷

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 17✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط