{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PAIN part 5

سرخ میشم،
《چی؟》
گلوشو صاف میکنه و روی مبل میشینه ، بدن بزرگ اش مبل رو کامل فرو میبره .
《گفتم که، بامزه ای ولی باید بگم که حتی وقتی خونه تنهایی لازم نیست انقدر لباس های کوتاهی بپوشش》
با حرفش نگاهی به لباسم میندازم یک کراپ تنگ سفید پروانه ای با شلوارک کوتاه.... سریع هینی میکشم و میدوم داخل اتاق ، نفس کلافه ای سر میدم.
《آخه دختر .... این چیه؟هوففف》
لباسمو با یک تیشرت لانگ به رنگ آلبالو عوض میکنم ، یک شلوار لی با رنگ آبی تیره می‌ پوشم موهام رو شل یک طرفم می بافم و فقط یه کانسیلر به قسمت های تیره صورتم میزنم با یک مقدار ریمل ، یک بالم لب براق کننده هم به لبهایم میزنم .
نفس عمیقی میکشم که میخوام برم بیرون . بعد از چند دقیقه پیش اصلا راحت نیستم توی چشماش نگاه کنم
《من آماده ام بریم》
سرش رو کمی از گوشی اش بالا میاره نیم نگاهی به من می‌اندازه
《خوشگل شدی... بیا بریم تو راه برات صبحونه میگیرم》
وقتی داخل ماشینش میشینم سرمو به پنجره تکیه میدم و چشمام رو میبندم .
////
با تکان های ملایمی بیدار میشم
《برات تخم مرغ طعم دار با نون اضافی گرفتم 》
///////////////
خداییش انصاف نیست نگاه که میکنم میبینم تقریبا 600 نفر و خورده ای پارت هارو نگاه و دنبال میکنند ولی لایک ها حتی به پنج تا هم نرسیده
پارت 6
لایک:3
کامنت:2
باز نشر : 4
دیدگاه ها (۰)

PAIN. part 4

PAIN. part3

پارت ۲۰ راز ستارۀ درخشان

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌ادامه ی پارت ۲۱تهیونگ لبخند زد و قدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط