{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری به دختری ریاضی درس می داد...

پسری به دختری ریاضی درس می داد...
ناگهان او را بوسید و دوباره بوسید و گفت به می گویند عمل جمع
دختر پسر را بوسید و پسر گفت یکی از بوسه ها کم شد به این می گویند عمل تفریق
و هر دو یکدیگر را در آغوش گرفتن و بوسیدن ،پسر گفت این عمل ضرب است
ناگهان پدر دختر آمد صحنه را دید
و پسر را ماننده سگ زد و از بالای پله ها به پایین پرت کرد و گفت به این عمل تقسیم گویند
و پسر را گرفت و به بالای سر برد و از آن بالا ماننده گونی زباله به پایین پرت و کمر پسر دو تکه شد گفت این را ضرب صورت در مخرج گویند
حالا دیدید ریاضی چقدر شیرین است!!!
دیدگاه ها (۳۲)

خدا را دوست دارمحافظ را هم دوست دارماما خدا حافظ را نهچون حر...

میدانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و ب...

و امروز اینجا.....

خیلی سخته دیروز اینجا باشی و

چند پارتی پارت ۱ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیصدای قدم‌های دختر...

کپشننن برای خوندن رمان جذابمون😈🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و هفت پله...

داستان عاشقانه جدید

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

بالهای سرخ پارت ۹

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

رمان انفجار و امید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط