I can be myself with him
I can be myself with him
Part²⁸
تهیونگ لحظهای رفت توی اشپز خونه
بعد دوباره صحبتمون رو شروع کردیم..داشتم راضیشون میکردم که نمیخوام چیزی بنوشم..اما اسرار داشتن بریم بار
جین:باشه..بسه..بریم بار ولی نیلسو چیزی ننوشه؟هوم؟
-قبوله!
ساعت ۵ بود..از بچه ها خداحافظی کردم و راهی خونه شدم
بعد از ۳۰ دقیقه رسیدم..سریع یه دوش گرفتم
موهامو خشک کردم
یه میکاپ خوشگل انجام دادم
لباس مشکی مناسب اون مکان رو پوشیدم و اکسسوری هامو انداختم
موهامو به یه سمت هدایت کردم و باز گذاشتم
کفش های پاشنهبلندم رو پا کردم و کیف کوچیکی برداشتم
عطرم رو زدم..سویچ ماشین رو برداشتم و از خونهام خارج شدم
دقیقا ساعت ۸شب رسیدم به بار
وارد شدم..محض وارد شدنم،بوی الکل به مشامم رسید
پسرا رو روی یکی از صندلی های اونجا دیدم
به سمتشون رفتم
تهیونگ یه بلیز و شلوار مردونه پوشیده بود..خیلیییی خوشتیپ شده..شبیه مافیاها لباس میپوشه
کنارشون نشستم..نگاه های کسی رو روی خودم احساس کردم:
جیمین:نیلسو خیلی خوشگل شده
هوسوک:موافقم(خنده)
-ممنونم..شماها هم خوشتیپ شدین
ساعت ۱۲ شب شد..تهیونگ زیاده روی کرده بود..پسرا هوشیار بودن
قرار شد من تهیونگ رو ببرم خونهاش..پسرا رفتن
بازوی تخیونگ رو گرفتم تا بلندش کنم:
-اقای کیم..بلند شو
+چرا انقدر خوشگل شدی؟
-وقت این حرفا نیست بلند شو تهیونگ
همه با دهن باز و بعضیا با صورت ترسیده نگاهم میکردن..پچپچ هاشون به گوشم خورد:
:اون به ارباب گفت تهیونگ؟
:میخواد بمیره؟
:به نظرت چه بلایی سرش میاد؟
بدون توجه به حرفاشون دستش رو گرفتم..بلندش کردم و به شونم تکیهاش دادم
تا ماشین رفتیم..صندلی جلو نشوندمش و خودم رفتم پشت فرمون
+میای یکم خوشبگذرونیم؟بریم کورس ماشین؟
-اول بریم خونه
+بیا دیگه..به آدرسی که میگم برو
آدرس رو بهم گفت..به یه جاده ی پرپیچ رسیدیم..کلی ماشین اونجا جمع شدخ بود
دخترا با کراپ و شلوارک داشتن با پسرا حرف میزدن
تهیوگ قبل از اینکه پیاده بشیم گفت:
+ماشین شواری که بلدی؟
-چطور؟
و بدون هیچ حرفی پیاده شد
یهو همه ساکت شدن
سعی کرد خودشو کنترل کنه تا مستیش معلوم نشه
+اووووو..فکر کنم یه گروه جدید درست کردی(پوزخند)
مایلو:و اقای کیم هم یه نفر رو برای خودش پیدا کرده!
+باهاش مسابقه بده..اگه برنده شدی نصف باندم برای تو
مایلو یه پوزخند کثیف زد..تهیونگ درمورد چی حرف میزنه..من باید مسابقه بدم؟...
*ادامه دارد...
Part²⁸
تهیونگ لحظهای رفت توی اشپز خونه
بعد دوباره صحبتمون رو شروع کردیم..داشتم راضیشون میکردم که نمیخوام چیزی بنوشم..اما اسرار داشتن بریم بار
جین:باشه..بسه..بریم بار ولی نیلسو چیزی ننوشه؟هوم؟
-قبوله!
ساعت ۵ بود..از بچه ها خداحافظی کردم و راهی خونه شدم
بعد از ۳۰ دقیقه رسیدم..سریع یه دوش گرفتم
موهامو خشک کردم
یه میکاپ خوشگل انجام دادم
لباس مشکی مناسب اون مکان رو پوشیدم و اکسسوری هامو انداختم
موهامو به یه سمت هدایت کردم و باز گذاشتم
کفش های پاشنهبلندم رو پا کردم و کیف کوچیکی برداشتم
عطرم رو زدم..سویچ ماشین رو برداشتم و از خونهام خارج شدم
دقیقا ساعت ۸شب رسیدم به بار
وارد شدم..محض وارد شدنم،بوی الکل به مشامم رسید
پسرا رو روی یکی از صندلی های اونجا دیدم
به سمتشون رفتم
تهیونگ یه بلیز و شلوار مردونه پوشیده بود..خیلیییی خوشتیپ شده..شبیه مافیاها لباس میپوشه
کنارشون نشستم..نگاه های کسی رو روی خودم احساس کردم:
جیمین:نیلسو خیلی خوشگل شده
هوسوک:موافقم(خنده)
-ممنونم..شماها هم خوشتیپ شدین
ساعت ۱۲ شب شد..تهیونگ زیاده روی کرده بود..پسرا هوشیار بودن
قرار شد من تهیونگ رو ببرم خونهاش..پسرا رفتن
بازوی تخیونگ رو گرفتم تا بلندش کنم:
-اقای کیم..بلند شو
+چرا انقدر خوشگل شدی؟
-وقت این حرفا نیست بلند شو تهیونگ
همه با دهن باز و بعضیا با صورت ترسیده نگاهم میکردن..پچپچ هاشون به گوشم خورد:
:اون به ارباب گفت تهیونگ؟
:میخواد بمیره؟
:به نظرت چه بلایی سرش میاد؟
بدون توجه به حرفاشون دستش رو گرفتم..بلندش کردم و به شونم تکیهاش دادم
تا ماشین رفتیم..صندلی جلو نشوندمش و خودم رفتم پشت فرمون
+میای یکم خوشبگذرونیم؟بریم کورس ماشین؟
-اول بریم خونه
+بیا دیگه..به آدرسی که میگم برو
آدرس رو بهم گفت..به یه جاده ی پرپیچ رسیدیم..کلی ماشین اونجا جمع شدخ بود
دخترا با کراپ و شلوارک داشتن با پسرا حرف میزدن
تهیوگ قبل از اینکه پیاده بشیم گفت:
+ماشین شواری که بلدی؟
-چطور؟
و بدون هیچ حرفی پیاده شد
یهو همه ساکت شدن
سعی کرد خودشو کنترل کنه تا مستیش معلوم نشه
+اووووو..فکر کنم یه گروه جدید درست کردی(پوزخند)
مایلو:و اقای کیم هم یه نفر رو برای خودش پیدا کرده!
+باهاش مسابقه بده..اگه برنده شدی نصف باندم برای تو
مایلو یه پوزخند کثیف زد..تهیونگ درمورد چی حرف میزنه..من باید مسابقه بدم؟...
*ادامه دارد...
- ۱.۱k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط