{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز هاییست که...

روز هاییست که...

دلم یک غریبه میخواهد!!!

که بیاید و بنشیند!!!

فقط سکوت کند و من هی حرف بزنم و بزنم و بزنم

تا کمی ، کم شود این همه بار...

بعد...

خودش بی صدا بلند شود و برود ، انگار نه انگار!!!

انگار که ، از اول هم نیامده بود!!

به این سکوت شب قسم!!

من دلم یک عالمه حرف دارد که باید یک جا بریزمشان بیرون....!

کسی آن غریبه را ندیده؟؟؟!

سلام رسان من به او باشید و بگویید:

دلارام منتظر است !!!
همان دخترکی که تنها سهمش از ارامش دنیا یک نام بود...!

***دلارام***

1392/10/21
4:30صبح
دیدگاه ها (۱۶)

یک توضیح مختصر ::نگران نباش حال من خوب است!!!این حس و حال ،ب...

بیا میخواهم رازی را بگویم . . . پسرها . . .عروسک ندار...

شاید این زمین زیادی چرخیده که ما دور افتاده ایم از هم!!!به ح...

ديرمی گذردشب،...وقتی نگاهی منتظرچشمانت نيست...ديرمی گذرد هرث...

پارت ۱۵کل فضای کافه یهویی سنگین شد.اون مرد غریبه هنوز همونجا...

...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سیلامممم به ناناصیز های خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط