Forced marriage

Forced marriage
Part4

قرار بود امروز باهم بریم برای خرید عروسی

تهیونگ میومد دنبالم پس منتظر موندم که صدای نوتیص از گوشیم اومد
تهیونگ بود اومده بود

از مامان و بابام خداحافظی کردم رفتم بیرون

به ماشین تکیه داده بود عینک آفتابی زده بود راستش بگم واقعا جذاب بود حیف که رو مخه وای خدا دارم چی میگم

+سلام

سری تکون داد زبون نداره؟

هردو سوار ماشین شدیم سمت فروشگاه رفتیم

اول رفتیم برای من لباس بخریم

تهیونگ روی یکی از مبلا نشست سرش کرد تو گوشیش

به لباسا نگاه میکردم که بعد کلی گشتن بلاخره یه چی به چشمم اومد رفتم و پرو کردم خیلی قشنگ بود

تهیونگم که اهمیتی نمیداد پس خودم لباس انتخاب کردم خریدیمش

رفتیم که تهیونگ کت و شلوار بخره

نمی‌دونم از روی لجبازی بود یا چی که نزدیک یک ساعت داشت واسه خودش کت و شلوار انتخاب میکرد

بلاخره خریدا تموم شد منو رسوند خونه مون رفت

وسایل بردم داخل اتاقم بدون اینکه لباسمو عوض کنم خودمو انداختم رو تخت خوابیدم


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ببخشید دیر شد مریض شدم حالم خوب نیست




#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۹)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 20چند دقیقه بعدتهیونگ وارد اتاق شدجین...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 14روز بعد، ویولت همراه الورا به قصر ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

Cruel Love پارت ۱۰ که صدای لارا اومد#:شما باز دارید دعوا میک...

پنهان عشق

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت16ویو اتات:ج...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۴ پارتصبح روز بعد، وقتی از خ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۲ ا/ت باز صبح شد دیدم خدمتکا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵²چند ساعت بعد...ویو: اتشب شده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط