{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم به می عشقت کردی تو گرفتارم

گفتم به می عشقت کردی تو گرفتارم

گفتی تو شدی شیدا اما ز تو بیزارم

گفتم که سپردم دل بر زلف تو میدانی؟

گفتی که خمش بنشین هرگز نشوی یارم

گفتم ز دو عالم من داغ تو به دل دارم

گفتی برو از پیشم دیگر مکن آزارم

گفتم چه به سر داری بردار از آن پرده

گفتی نشوی محرم پنهان کنم اسرارم

گفتم به که گویم من غم های درونم را

گفتی که برو با تو هرگز نبود کارم

گفتم ز کوی تو امید کرم دارم

گفتی که نبینی آن بر جان تو رحم آرم

گفتم که نگاهم کن شاید که شوم آرام

گفتی برو ای عاشق نفرت ز تو من دارم
دیدگاه ها (۲)

دوستت دارم اگر سوگند می خواهد ، بگویا دل سنگت ، مرا در بند م...

عاشقت گشتم ولی تو عاشقی را خط زدیجملگی از من شدی اما تو من ر...

با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمنبا تواَم بی خبر از حال و ...

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم برای یکدفه حرف از ته دلم بزنما...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

گفتم به می عشقت کردی تو گرفتارمگفتی تو شدی شیدا اما ز تو بیز...

.....گفتم به می عشقت , کردی تو گرفتارمگفتی تو شدی شیدا , اما...

#دوش آمده بود از سر لطفی یارمشب را گفتم فاش مکن اسرارمشب گفت...

گفتم که دلم هست به پیش تو گرودل باز ده، آغاز مکن قصه‌ی نوافک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط