{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بورسیه عشق

بورسیه عشق
P1
سلام من رووی هستم و کلاس یازدهمم و با دو تا از دوستام دوهی هانا از ایران به کره بورسیه شدیم . و فردا روز اول مدرسه هاست.
ثبت پاشدم و هانا و دوهی رو بیدار کردم و سفره پهن کردم بعد اینکه صبحانه خوردیم پاشدم لباس هامون رو پوشیدیم . لباسمون دامن مشکی و پیراهن سفید و کروات مشکی بود .
از خونه ای که برای یک شب اجاره کرده بودیم رو اومدیم بیرون و سوار اتوبوس شدیم و به سمت مدرسه حرکت کردیم حدود چند روزی بود که مدرسه ها باز شده بود به تابلو نگاه کردم .اسم مدرسه «حوا» بود محو تابلو بودم که هانا گفت «علامت هانا؟» «علامت دوهی !»
«.علامت رووی»
؟واییی قلبم داره میاد تو دهنم
! منم
. به جای این حرفا بیاین بریم ببینیم سر کدوم کلاسیک
رفتیم تو دفتر و پرسیدیم و بهمون گفتن که کلاس B11 هستیم
دیدگاه ها (۰)

P2 معلم اومد و گفت که که بریم سر کلاسمون .رفتیم سر کلاس و خو...

P3رفتیم تو ولی هیچکس داخل اتاق نبود !تا کسی نیست بیاین لباسم...

نام رمان : بورسیه عشق

خب این فیک تموم شد و من می خوام برای فیک بعد یکی از رمان های...

قرار داد پارت 1☆[ ویو یوری ] صبح با صدای الارم گوشیم بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط