{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند ماه دیگه قرار بود پای راستش رو قطع کنند اما اون از ای

چند ماه دیگه قرار بود پای راستش رو قطع کنند اما اون از این قضیه خبر نداشت ...قلبشم این چند روزه حسابی ریپ میزد اما اون روز مثل بچه ها دستاشو باز کرده بود و از روی جدول های کنار خیابون رد میشد .با خنده بهش گفتم چه خبره تو اسمونا سیر میکنی؟ بپا نخوری به اون هلی کوپتره ...اما جدی جدی داری نور بالا میزنیا ؟ خبریه؟
گفت دارم تمرین میکنم گفتم: نکنه میخوای بند باز بشی ...گفت دیگه ته خطم ...دارم واسه گذشتن از پل صراط تمرین میکنم .گفتم خودم نوکرتم هستم .تا ته دنیا خودم کولت میکنم .
گفت مگه میدونی ته دنیا کجاست؟؟؟خندیدم و گفتم نه تو چی؟تو میدونی کجاست؟دستامو گرفت و گفت زمین کاملا گرده پس میتونه همینجایی که وایسادی سر و ته دنیا باشه .میتونه همینجایی که هستیم ته دنیای یکی دیگه باشه یا شایدم اول دنیای خیلیای دیگه ...
خندیدم و گفتم حرفای بی سر و ته زیاد میزنی اومد تو اغوشم و چشماشو بست و اروم گفت :ولی سر و ته دنیای من تویی ...اومدم بگم سرو ته دنیای منم تویی مهتاب اما اون دیگه نفس نمیکشید....
دیدگاه ها (۳)

.

.

طرف اومده دفترم و شروع کرد از بدبختیهاش توی زندگی گفتن:ای با...

بهش گفتم :دوست دختر داریگفت: اره چطور مگه ؟گفتم؟ براش شارژ م...

Cieloپارت ۶کوک" تو کی ای که مث خر سرت انداختی اومدی تواون مر...

P¹³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

#اونـ_مالـ_منهـPart11 در باز شد اون الیا بود الیا :سلام من ا...

مربی موتور سوار

وقتی بهت خيانت میکنه P5میدونم خیلی دیر گذاشتم ببخشیدات: پس چ...

P¹⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.9 کوک:خوبه*لبخند ک...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط