{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنکای یک عصر بهاری …

خنکای یک عصر بهاری …
کنار شاه بوته یاسی وحشی …
میزی که کاسه ای پُر از پولکی زعفرانی دارد و دو فنجان چای داغ را خیال خواهم کرد …
لطفا به خیالم بیا !!!
دیدگاه ها (۵)

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

𝖕𝖆𝖗𝖙2یازده و پنج دقیقه.لیسا کنار درِ اتاق پذیرایی ایستاده بو...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p15صبح روز بعد، نینا دیرتر از همیشه از خو...

ساعت نزدیکای هفت شده بود و صدای قل‌قل خورش قورمه‌سبزی و بوی ...

رمان انفجار و امید

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۳: نقاب‌های شیشه‌ایوقتی سوآ دوباره جلوی د...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط