{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه چیز داشت خوب پیش می رفت

همه چیز داشت خوب پیش می رفت
ولش کن جانم
گفتنش هم درد دارد
می فهمی درد
بگذار فکر کنندخوبی
آدم که نمی تواند هم بگوید هم زجر بکشد
طرف مقابلت هم
هی سرش را تکان بدهد و بگوید
خدا کریم است درست می شود
یا هی شعله اش را بیشتر کند
نه جانم
این آدمها تکیه گاهت که نمی شوند هیچ
پرتگاهت هم می شوند
هیچ چیز نشدنی نیست
کافیست بخواهی
خودت را مچاله گوشی ای نکنی
آنقدر خودت را سرگرم خوب بودنت کن
که دردها و غصه ها و آدمها
مجالی برای نابودیت پیدا نکنند
باور کن این روزها حال خوب
فقط زیر سایه خودت اتفاق می افتد و تمام
دیدگاه ها (۲)

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

آنقدر دلم برایت تنگ شده که حاضرم زندگی ام را بدهم فقط یک بار...

نمیخواهم میان این خوشحالی و ذوقتان برای بارش برف اوقاتتان را...

بیاحواس تقدیـــــر راپرت کنیـــــم .......تـــو صدایش ڪن من ...

(دو پارتی،درخواستی)پارت اولاز صبح حالم افتضاح بود. بدنم درد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط