سناریو ساسونارو

سناریو ساسونارو

# 🩸«ماه و خورشید: افسانه‌یِ خون و اشک» ☀️

## قسمت اول: برخوردِ ستارگانِ گمشده (پایان)

…ساسوکه، با چهره‌ای بی‌حالت، به سمتِ ناروتو برگشت. او را دید که گوشه‌ای نشسته و از ترس، اشک می‌ریزد.

«تو باید با من بیای.» گفت و صدایش، حالا کمی نرم‌تر شده بود.

ناروتو، با صدایی لرزان، سرش را بلند کرد. «چـ… چی؟»

ساسوکه، نگاهش را به چشمانِ آبی و خیسِ ناروتو دوخت. در آن لحظه، دنیایی از غم و ترس در چشمانِ پسرک موج می‌زد. اما ساسوکه، دیگر نمی‌توانست او را اینجا رها کند.

«خودت می‌فهمی.»

و با این حرف، چشمانش به رنگِ قرمزِ آتشین درآمد. شارینگان با تمامِ قدرتش، در چشمانِ ساسوکه چرخید. خیره شد به چشمانِ مظلومِ ناروتو، انگار داشت تمامِ وجودش را می‌خواند. ناروتو، در مقابلِ این نگاهِ نافذ و قدرتمند، احساس کرد که تمامِ اراده‌اش سست می‌شود. همه چیز تاریک شد… و او بیهوش شد.

ساسوکه، به سرعت، بدنِ بی‌جانِ ناروتو را در آغوش گرفت. ضربانِ قلبِ ضعیفش، در سینه‌یِ او، به سختی شنیده می‌شد. باید او را به جایی امن می‌برد. نزدیک‌ترین دروازه‌یِ بینِ جهانی، که به دنیایِ زیرزمینی راه داشت، در همان نزدیکی بود.
دیدگاه ها (۲)

### پارت دهم و پایانی: «غروبِ قلمروهای سیاه»باران در بیرون ا...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهلم 𓆪 🖤🥀آژیر همچنان در ساختمان می‌پیچید.چرا...

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

### پارت چهارم: «مهرِ مرگ روی کارتِ آخر»نورِ نئونِ قرمز روی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p93یکی از فرمانده‌ها با عجله وارد باغ شد...

پارت سه

اسم فیک: زندگی رنگی ما رنگ‌هایِ بی‌صدا (Silent Colors) (۵ پا...

𝖕𝖆𝖗𝖙6جشن تمام شد، اما شبِ مارال تمام نشد.وقتی به اتاقش برگشت...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :دوستِ خیانت کار صدای تپش قلب «...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط