{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان جواهری در مافیا پارت

.رمان جواهری در مافیا پارت ۱۳

لیام : تو چرا نگران منی؟

لیدیا:.. من؟؟ چی باعث شدی من نگرانتم؟*چرا...حرفام با چیزی که تو قلبم میگذشت هماهنگ نبودن؟چرا نگرانشم؟..نه..من نگرانش نیستم..من..فقط...میخوام الیاس بمیره..اره..*من نگران تو نیستم.. تنها چیزی که میخوام اینه که الیاس بمیره.. و تو با این رفتار مسخرت و خوب رفتاریات...نقشه ی مسخرتو داری از بین میبری... اینجوری نمیتونی از من دربرابر الیاس استفاده کنی.... با این رفتارت.. اون فکر میکنه... میتونه از من دربرابر تو استفاده کنه.. چون.. الیاس هیچوقت عاشق من نبوده.. و هیچوقت به من اهمیت نمیداده.. حتی... یکبار هم جدی باهم حرف نزدیم.. .
لیام : باشه .. اگه واقعا دوست داری الیاس بمیره.. خودت برو بکشش.... من اگه الیاسو بکشم جون خواهرم به خطر میفته... چون الیاس خواهر منو گروگان گرفته میفهمی؟.‌‌... من دارم همه‌ی تلاشمو میکنم تا اونو آزاد کنم ... اگه خواهرم رو بگیرم ازش حتما الیاس رو تیکه تیکه میکنم مطمئن باش .... فهمیدی؟
من تورو نمیکشم چون تو کاری نکردی که بکشمت ... من فقط اوردمت تا مدرک جمع نکنی ...

پارت بعد رو بنویسیم ؟
دیدگاه ها (۴)

رمان جواهری در مافیا پارت ۱۴ لیدیا:... باشه پس ولم کن خودم م...

رمان جواهری در مافیا پارت ۱۶ لیدیا:... با درد از خواب بیدار ...

• دخـٺࢪ بـا خـࢪگـوݜ ݐاݐیوݩےᩘຼꨶ᮫ِ🎀🍼𖧵ֹֺ໋໋݊🌸.。.:*・°🍓.。.:*・🧸。.:*...

رمان جواهری در مافیا پارت ۱۲ لیام : تو که کسیو نداری پس چرا ...

عمق زخم هایش

(اخر) p3×من عاشقت شدم از همون روز اول که اومدی بیمارستان میش...

پارت 5 کاگیاما : میخواستم ازت معذرت خواهی کن.. هیناتا : نمیخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط