{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فنجان خالی هم به برگشت ِ تو بد بین است

فنجان خالی هم به برگشت ِ تو بد بین است
هرچند یاد و خاطرات ِ با تو شیرین است

سر می کنم با خاطراتــت درد دوری را
اما عـذاب طعنه ها بعد از تو سنگین است

این روزهـــا از داغ تو رگ می زند هر کس
هر گوشه ای از شهر ما گرمابه ی فین است

وقـــتی که می رفتی نگاهت هـِی تکانم داد
سنگین ترین لحظه برای مرده تــلقین است

خوش باش بعد من کنار هر کسی...اما
گاهی همین یک آرزو مانند نفرین است
دیدگاه ها (۱)

افتاده به جان غزلم بیم جدیدیفکرت شده بیماری بدخیم جدیدیروز و...

هرچند سهم شادی ام از این جهان کم استآنچه مرا به شعر گره می‌ز...

چگونه شرح دهم بت‌پرست یعنی چه ؟کسی که دل به تو یک عمر بست یع...

یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می بردبی گمان من می شوم بازند...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط