{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دختره گفتم چی تنته یه رب طول کشید تا جواب بده

به دختره گفتم چی تنته یه رب طول کشید تا جواب بده
بعدش گفت یه تاپ صورتی با شلوارک سفید
گفتم چرا انقد طولش دادی؟
گفت:..اون لباسی که تنم بود خوب نبود رفتم عوضش کردم ................
دیدگاه ها (۱)

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، مرد مغروری به او رسید و با تکب...

رفته بودم قصابی ، خیلی هم شلوغ بود … قصابه گوشت هر کی آماده...

دیروز بابام اومد اتاقم در زد گفت :اجازه هست بیام تو ؟ منم گف...

جوک و لطیفه های دوران جنگ وقتی اسیر شدیم از همه رسانه ها آم...

رمان آرام باش

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part46و به صورتم خیره شدمن:سعیدتوروخداسعید:چی...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:4دستشو برد سمت کمربندش و...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 4 لورنزوداشتم تو خونه استراحت می‌کردم که...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

رومان عشق مافیا پارت 21از زبان ا/تواییی خیلی درد میکرد مجبور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط