{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مخملی

مخملی

ادامه part ۱۷

یونگی- تو اشتباه می‌کنی!
یونگی نگاهشو به جونگکوک میده.
یونگی- اصلا برگرد خونه نمی‌خواد امشب جایی بریم
جونگکوک که اونم موافق بود دور میزنه و برمیگرده خونه.
وقتی ماشین دوباره جلو خونه متوقف شد تهیونگ بدون هیچ حرفی پیاده میشه و میره داخل خونه.
سریع میره تو اتاق یونگی و درو میبنده.
بهترین جا برای گذروندن هیتش و همینطور گذروندن فصل جفتگیری مسخره همینجا بود!
لباساشو در میاره و میره رو تخت لم میده و بین ملافه ها میپیچه. بعد چندین ثانیه گربه تهیونگ بود که بین ملافه ها بود. بوی گربه ایش حس میکرد اتاقو پر کرده و ممکن بود گربه های نر اطراف خونه رو تحت تاثیر قرار بده ولی براش مهم نبود.
جونگکوک و یونگی وارد خونه میشن.
جونگکوک به تهیونگ که سریع رفت تو اتاق یونگی درم بست نگاه می‌کنه.
کوک- رفت تو اتاق تو..برو مراقبش باش لجبازی می‌کنه. منم برمیگردم باشگاه حالا که نرفتیم ...چیزی نیاز داشتی بگو.
یونگی سرشو به تایید تکون میده. بعد از رفتن جونگکوک به سمت اتاقش میره که با بوی شدید گربه درحال هیت مواجه میشه که تاثیر سریعی روی گربه درونش میزاره. درو باز می‌کنه و وارد اتاق میشه میاد سمت تخت که میبینه تهیونگ تبدیل به گربه شده. گربه درونش که تحت تاثیر قرار گرفته بود میخواست سریع قالب بشه که این اتفاق هم افتاد!
دیدگاه ها (۱۳)

مخملیPart 17یک هفته بعدجونگکوک کلاسش رو کنسل کرده بود که تهی...

taegi🐱🐻

مخملیpart 5با‌حس کشیده شدن زبونی رو سرش چشاشو باز میکنه سریع...

مخملیpart 9تهیونگ داشت به این فکر میکرد که چجوری غذا بخوره ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط