{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , مح

با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه...
اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد ...
... ... ... تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری ...
دیدگاه ها (۱۴)

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،ببخش تمام نادانیها و ن...

من نبودم و تو بودی ،بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی...

سرم را پنهان می کُنمدر گودی گلویت تمام ِغم ها راه گُم می کُن...

پآرت⁸یه یونگی نگاه کردماهمیتی ندادم ولی هوووف بزرگی از عصبان...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_55_من ..قراره مدتی اونجا زند...

سناریو قهوه با بوی شکلات

Yuna and school number 7 (part ¹⁴ )با خنده ای گفتم :_.«بله ؟...

marry without love

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۲ ویو راوی !نکنه ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط