{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چنان آینه وار

من چنان آینه وار
در نظرگاه تو ایستاده ام

که چو رفتی زِ بَرم
چیزی از ماحصل عشق تو

برجای نماند
در خیال و نظرم

غیر حزنی در دل
غیر نامی به زبان...

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

‌جای دل، آتشی از مهر تو در سینه روان،جای خون، عشق تو در جان ...

‌من از نهایت شب حرف می‌زنممن از نهایت تاریکیو از نهایت شب حر...

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانندمن چنینم که نمودم دگر ایشان دا...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

مکن از برم جدایی،مرو از کنارم امشبکه نمی شکیبد از تو دل بی ق...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط