بدبوی
#بد_بوی
#پارت_۲
_مگه تو نامزدت اندازه من پولدار نیست؟
_نه خر جان
اون پولداره من که نیستم
فردا پس فردا میاد میگه ازدواج کنیم نباید یه پولی تو جیبم باشه جلوش خیت نشم میدونی که ما نامزدیم
_اوف خیل خوب
_افرین حالا شد عاشقتم اگه خودم اونجا بودم خودم میرفتم ولی خوب نیستم دیگه مسافرتم تو باید بری زحمتش رو بکشی فداتشم
_باشه
_افرین میبوسمت بای بای
راستی آدرس شرکت رو واست میفرستم راس ساعت ۷ باید اونجا باشی یادت نره یه وقت
_اوکیه
_با باییی
_بای
وقتی گوشی رو قطع کردم پوف بلندی کشیدم
اصلا حوصله نداشتم و خوشمم نمیآمد برم خدمت کسی اصلا در شان من نبود ولی دیگه به خاطر دوستم چاره ای نداشتم
وقتی ساعت ۷ عصر شد در مغازه رو بستم و سوار ماشین خوشگلم دختر خودم لینا شدم
واسه ماشینم اسم گزاشتم لنا گزاشتم چون به اسم خودم میآمد الینا و لینا
وقتی طبق آدرسی که واسم فرستاده بود حرکت کردم و رسیدم فکم افتاد
یه شکرت از خونه قصر منم شیک و لوکس تر تازه وایسا ببینم
۱
۲
۷
۱۰
اوهااااا
حدس بزنید چندطبقه هست؟
۱۵ طبقه
شرکت ۱۵ طبقه لوکس لوکس
وای واقعا درسته که اینا تیلیاردرن
منم پولدارم اما یکم بیشتر پول روی پولام میآمد که بد نمیشه؟ نه؟
خوب کردم اومدم ها
ماشین رو تو پارکینگ شرکت پارک کردم و به سمت شرکت حرکت کردم
وقتی وارد شرکت شدم صدای تق تق کفش پاشنه بلند قرمز براقم تو هیاهو صدای کارکنان شرکت گم میشد
داخل شرکت حتی از بیرونش هم خوشگل تر و شیک تر و لوکس تر بود
رفتم سمت میز بزرگ و از جنس سنگ اصل مرمری که وسط سالن به اون بزرگی بود
به دختری که پشت میز بود گفتم:
_سلام من اومدم آقای هاشمی پور رو ببینم
_سلام رئیس شرکت؟
اوه رئیس شرکت هم هست
_بله
_وقت قبلی داشتید
_بله
_بگم کی اومده
_بگید دختری که واسه برنامهریزی عروسی پسرش آمده هستم من تدارکات عروسی پسرشون رو قراره انجام بدم
_اهااا بله بفرمایید از این طرف من همراهیتون میکنم
_مچکرم
راستی من فردا تا ۲ ظهر مدرسم وقتی بیام خونه و استراحت کنم و غذا بخورم دیر میشه اگه دیر پارت گزاشتم نیاید تو کامنت ها اعتراض کنید خواهشا
ممنون
الان هم پارت هدیه رو میزارم
#پارت_۲
_مگه تو نامزدت اندازه من پولدار نیست؟
_نه خر جان
اون پولداره من که نیستم
فردا پس فردا میاد میگه ازدواج کنیم نباید یه پولی تو جیبم باشه جلوش خیت نشم میدونی که ما نامزدیم
_اوف خیل خوب
_افرین حالا شد عاشقتم اگه خودم اونجا بودم خودم میرفتم ولی خوب نیستم دیگه مسافرتم تو باید بری زحمتش رو بکشی فداتشم
_باشه
_افرین میبوسمت بای بای
راستی آدرس شرکت رو واست میفرستم راس ساعت ۷ باید اونجا باشی یادت نره یه وقت
_اوکیه
_با باییی
_بای
وقتی گوشی رو قطع کردم پوف بلندی کشیدم
اصلا حوصله نداشتم و خوشمم نمیآمد برم خدمت کسی اصلا در شان من نبود ولی دیگه به خاطر دوستم چاره ای نداشتم
وقتی ساعت ۷ عصر شد در مغازه رو بستم و سوار ماشین خوشگلم دختر خودم لینا شدم
واسه ماشینم اسم گزاشتم لنا گزاشتم چون به اسم خودم میآمد الینا و لینا
وقتی طبق آدرسی که واسم فرستاده بود حرکت کردم و رسیدم فکم افتاد
یه شکرت از خونه قصر منم شیک و لوکس تر تازه وایسا ببینم
۱
۲
۷
۱۰
اوهااااا
حدس بزنید چندطبقه هست؟
۱۵ طبقه
شرکت ۱۵ طبقه لوکس لوکس
وای واقعا درسته که اینا تیلیاردرن
منم پولدارم اما یکم بیشتر پول روی پولام میآمد که بد نمیشه؟ نه؟
خوب کردم اومدم ها
ماشین رو تو پارکینگ شرکت پارک کردم و به سمت شرکت حرکت کردم
وقتی وارد شرکت شدم صدای تق تق کفش پاشنه بلند قرمز براقم تو هیاهو صدای کارکنان شرکت گم میشد
داخل شرکت حتی از بیرونش هم خوشگل تر و شیک تر و لوکس تر بود
رفتم سمت میز بزرگ و از جنس سنگ اصل مرمری که وسط سالن به اون بزرگی بود
به دختری که پشت میز بود گفتم:
_سلام من اومدم آقای هاشمی پور رو ببینم
_سلام رئیس شرکت؟
اوه رئیس شرکت هم هست
_بله
_وقت قبلی داشتید
_بله
_بگم کی اومده
_بگید دختری که واسه برنامهریزی عروسی پسرش آمده هستم من تدارکات عروسی پسرشون رو قراره انجام بدم
_اهااا بله بفرمایید از این طرف من همراهیتون میکنم
_مچکرم
راستی من فردا تا ۲ ظهر مدرسم وقتی بیام خونه و استراحت کنم و غذا بخورم دیر میشه اگه دیر پارت گزاشتم نیاید تو کامنت ها اعتراض کنید خواهشا
ممنون
الان هم پارت هدیه رو میزارم
- ۵.۶k
- ۱۱ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط