{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم چیستی? آنقدر می دانم که هرگاه واژگان به تو رسیدند

نمیدانم چیستی? آنقدر می دانم که هرگاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند وهرگز نتوانستند تو را به من برسانند به هر کجا که میرسم ردپایی از تو باقیست شاید روی زمین نباشد اما در دلم هست.
دیدگاه ها (۱۴)

عاشق هوس های عاشقانه ام...دست هایت را به من بده!.به جهنم که ...

.

.

.

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_24قهقهه بلندی زدم صورتم سرخ ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط