{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه سناریو سانزو

ادامه سناریو سانزو

صبح ا.ت بیدار شد و دید سانزو داره بهش نگا میکنه .
ا.ت : صبح بخیر .
سانزو : صبح بخیر بیب .
ا.ت : دستت درد نکنه خیلی خوش گذشت .
سانزو : خواهش میکنم .
ا.ت گونه سانزو رو بوسید ولی سانزو سر ا.ت رو گرفت و لباش رو بوسید و وقتی دید ا.ت داره نفس کم میاره ولش کرد . ا.ت نفس نفس زنان به سانزو نگا کرد .
سانزو : همیشه خیلی زود نفس کم میاری .
ا.ت : اوهوم ‌... سانزو ... یه چیزی بگم ؟
سانزو : عشقم تو دوتا چیز بگو . اصلا هرچی دلو میخواد بگو .
ا.ت : تولد من ده روز دیگه ست ...
سانزو : چییییییی ؟

پایان
نظرتون درباره این سناریو چیه ؟
دیدگاه ها (۱۳)

بابای صورتی همراه با عشق سفید pink daddy with white love    ...

بچه ها من اگه انیمه ای بودم این شکلی میشدم راستی شاید پروفای...

فقط عکسو داشته باش . منو سانزو جون . جرعت دارین بگین نه اونی...

اولین سناریو بنده از هانما شروع داستان ویو ا.ت :امروز فهمیدم...

سیگار شریکی (پارت 22)

پارت ۴ سناریو سانزو. احتمالا پارت اخر

چند پارتی ریندو.Part6(last)هردو نفس نفس میزدن و بعد ریندو لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط