{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ی این ها برای توست

همه ی این ها برای توست
تا لبخندی بزنی
و من
آرام بگیرم
ساز دست هایم را کوک کرده ام
تو را می شناسند
مگر می شود
خاطره باشد و تو نباشی .. ؟
کافی ست
نه با چشم
با دل ات
من را بخوانی...
#سیدمحمدمرکبیان
دیدگاه ها (۱)

شعر بغض واشککفافِ رفتنت را نمی دهندبایدسر فرصتبرایتبمیـرم .....

وقتی تو نیستی خوابم نمیبردوقتی تو هستی هم خوابم نمیبردمن بی ...

برای دانستن حالمنه باید تعبیر خواب بدانی !نه هواشناسی ...ول...

جان دلم های من دق کردند گوشه ی زبانم ...پس کی با نام کوچک صد...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط