{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 26

part 26
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ات: جانم
تهیونگ: به ماه نگاه کن

ات: خب
تهیونگ: الان تو تاماه بهم نگاه کردن
ات: لبخند ملهیی زدم و گفتم: توهم به چشمام نگاه کن
تهیونگ: خب؟
ات: الان دوتا عاشق بهم نگاه کردن
تهیونگ: لبخند سردی زدم ورفتم بغلش کردم خیلی خوش حالم که دوباره میتونم داشته باشمت
ات: تهیونگ برام خیلی عجیبه که داخل دبیرستان همه اذیتت میکردن ولی الان دعا میکنن یبار نگاشون کنی من اون روز که داخل راه بودیم و داشتیم میرفتیم مساحبه کلارارو دیدم که داشت خودشو برات جررر میداد

ادمین«کلارا دوست دختر ته یانگه و همیشه به ته یانگ میگفت که تهیونگ رو اذییت کنه

تهیونگ: ات من امیدم رو از دست ندادم اونا چهره های خوشگلی داشتن درحالی که ذاتشون زشت بود ولی منو تو فرق میکردیم و الان برای خودمون یه کسی شدیم و همه ارزو دیدنمون رو دارن

ات: تهیونگ بهت افتخار میکنم به خودمم افتخار میکنم که همچین شوهر خوش قلب و دانایی دارم

تهیونگ: شوهر؟ من شوهرتم

ات: باکاری که دیشب کردی میخواستی داداشم باشی

تهیونگ: راست میگی نظرت چیه چند رانددیگه بریم؟

ات: تهیونگ ی جورمیزنمت تا دوروز نتونی راه بری

تهیونگ: جون بابا تو فقط بزن لع. نتی

ات: هوفففففف

تهیونگ: بیابغلم
ات: رفتم بغلش و لبای سردم و روی لبای گرمش گذاشتم و بوسه ی گرمی رو شروع کردیم اروم اروم لبای همو میخوردیم و می م. کیدیم

ویو شب داخل اتاق:
دیدگاه ها (۰)

part 27مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 28مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 25مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

بیا کامنتااااااااااااقبلش با خودت تسبح بیار

چند پارتی از تهیونگ (وقتی روت خیلی حساس بود) پارت سومـــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط