پارت ۲
خونشون خیلی دور بود تغریبا ۱ ساعت طول میکشید تا برسم پس رفتم سمت ماشین ولی یادم افتاد ماشین خراب شده پس مجبور شدم با موتور برم بعد از اینکه رسیدم دیدم سویچیرو یه لیوان قهوه دستشه دست تکون دادم یکم از اینکه سوار موتور به اون گندگی بودم جا خورد بعد دست تکون داد جک موتور رو زدم و خاموشش کردم اومدن پایین و بغلش کردم
علامت هیمیکی:&
علامت سویچیرو:×
&:سلام
×:از دیدنت خوشحالم هیمیکی
&:منم
×:بیا بریم داخل ببین چه کردم
علامت هیمیکی:&
علامت سویچیرو:×
&:سلام
×:از دیدنت خوشحالم هیمیکی
&:منم
×:بیا بریم داخل ببین چه کردم
- ۴.۸k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط