پارت ۲

خونشون خیلی دور بود تغریبا ۱ ساعت طول میکشید تا برسم پس رفتم سمت ماشین ولی یادم افتاد ماشین خراب شده پس مجبور شدم با موتور برم بعد از اینکه رسیدم دیدم سویچیرو یه لیوان قهوه دستشه دست تکون دادم یکم از اینکه سوار موتور به اون گندگی بودم جا خورد بعد دست تکون داد جک موتور رو زدم و خاموشش کردم اومدن پایین و بغلش کردم
علامت هیمیکی:&
علامت سویچیرو:×
&:سلام
×:از دیدنت خوشحالم هیمیکی
&:منم
×:بیا بریم داخل ببین چه کردم
دیدگاه ها (۰)

انقد خوردیم که مست شده بودیم×هیمیکی چطوره بشینیم فیلم ببینیم...

یزیدام هقق

اولین پارت داستانمو میخوام بدمم(پارت ۱)از زبون هیمیکی:قرار ب...

بچهاااا🙂🦋عشقای من دیدم کل. یادداشتم با لبتاب پر شده از داستا...

شوهر دو روزه. پارت ۸۷

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁸..سارانگ : واقعا درس خودندو دوس...

گرل ها با توجه به هیئت هایی که دریافت کردم تصمیم گرفتم کلا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط