{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓹𝓪𝓻𝓽 16

𝓹𝓪𝓻𝓽 16
ات ویو
کوک منو رسوند خونه تا روی تختم منو بغل کرد آورد
دیدم اعضا نیستن بهترین موقع برای حموم رفتنه
رفتم حموم
ات:دخترت شده دختر کی؟ قلبمو فروختی مفت سرچی؟ گذشت و درس نشد قلبم نترس نشد نگاهم سرد نشد روز برام شب نشد(فارسی)
ات:من که میدونم یکی هست چرا اسرار داری بگی نه(فارسی)
خلاصه ات یه کنسرت جهانی گذاشت بعد یک و نیم ساعت اومد بیرون
ات:(فارسی، همزمان که حوله میپوشه(از حولش عکس می دم(حولش مستطیه))) دیگه.. ام نی اگه گذاشتی کردن مفت برم چ.....
اعضا رو دید در حالی که بهش زل زده بودن
ات: شما کی اومدین (با خجالت)
شوگا: الان
ات:من برم لباس بپوشم
نامی: برو برو
رفت و یه لباس پوشید اومد (عکس میدم)(لنگ زنان رفت و اومد)
pov: همه به زمین زل زدن و به اون لحظه فکر میکنن
ات: اه حوصلم سر رفت یه چی بگین
جین: آ ات..
ات: اون دیگه گذشته
نامی: نه ات..
ات: گفتم گذشته
ات پاشد لنگ زنان رفت
.........
ویو شب
ات کل روز تو اتاقش بود و رو تخت دراز کشیده بود به خاطر پاش
کوک وارد اتاق ات شد به حالت وحشیانه
ات: چته وحشی
کوک:باید بریم پایین
ات: برو منم میام
کوک: نچ خودم باید ببرمت
ات: باش
ات اومد پاشه کوک براید بغلش کرد
کوک:امروز زیاد از پات کار کشیدی
گوشی ات زنگ خورد ات جواب داد
ات: الو
همی: سلام انتر
ات: سلام کاری داشتی؟
همی: کجایی؟
ات: تو اتاقم
همی: میتونی فردا بیای بریم بیرون؟
ات: نه
همی: چرا؟
ات: پام پیچ خورده دکتر گفته دو روز نباید راه برم
همی: خب نمیتونی راه بری کی میبرتت تو اتاقت کی بردت خونه؟(به حالتی که انگار همه چیو میدونه)
ات:کوچیک ترین عضو بعد من(فارسی چون نمیخواست کوک بفهمه همی چی میگه)
کوک: خب میشه قط کنی بریم
همی: الان کجایی؟صدای کوکه؟(با حالت کنجکاوی)
ات: بله در حال حاضر در بغلشم(فارسی)
همی: خب من برم(به لحنی که انگار همه چیو میدونه)
ات: خدافظ
قط کرد
کوک: ات چشاتو ببند
ات چشاشو بست
رفتن پایین اتو گذاشت پشت صندلی میز ناهارخوری
......
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
دیدگاه ها (۱)

☆☆راستی خونه ی مشترک اعضا (خوابگاه) ☆☆

𝓹𝓪𝓻𝓽 15ات ویو داشتیم دنس میرفتیم که یه پام پیچ خورد خوردم زم...

𝓹𝓪𝓻𝓽 12.... ۱۸:٠٠درو باز کردم دیدم بچه ها اومدن اومدن تو و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط