{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.
مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.
وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟ زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.~~~
دیدگاه ها (۱۰)

بعضی از شادی ها را دیگران خراب کردند ،خیلی از خوشی ها را خود...

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد ، به زیر آن درختی رو ...

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شودشیطان دوباره دست به نیرنگ می ش...

هر که را دور کنی ، دورو برت می آید!از محــــــــبت چه بلاها ...

دادخواهی از آسمان

تناسخ زمان ] ۱۲ part جونگ‌کوک که از دیشب تا به حال، میانِ خ...

پارت ۵۱شب کریسمس شده بود و همه به مسافرت و کادو و چیز هایی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط