{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی از شادی ها را دیگران خراب کردند ،خیلی از خوشی ها را

بعضی از شادی ها را دیگران خراب کردند ،خیلی از خوشی ها را خودمان کوفت خودمان کردیم .

زندگی است دیگر...

یک وقت هایی نوک پا نوک پا راه میروی که خیس نشوی ،یک زمانی هم همه ی دار و ندارت را به آب میزنی، دل به دریا میزنی ...

هر چه هست داستان یک لحظه است .

یک آن ، یک مهلت ، یک فرصت

اصلا یک " فرصت " را بگذاری که بگذرد؛ " این زمان " بشود " آن زمان "....

میشود بسان چای یخ کرده ی روی میز که با عشق دم کرده بودی و یادت رفته ، سرد شده ، از دهان افتاده..

طمع تلخ و گس شده اش حالا با هیچ قند و شکلاتی به مذاق هیچ طبعی خوش نمی آید ..خورده نمیشود که نمی شود ، باید بریزیش دور...

" فرصت " را که بگذاری بگذرد میشود مثل آبِ تنگِ ماهی که به وقتش عوض نشود آنوقت دیگر آن ماهی هم ماهی نمی شود...


اسب ها هرگز با هم مسابقه نمی دهند...

ما انسان ها هستیم که آن ها را به مسابقه می کشانیم.
اسب ها هنگامی که آزاد و سرمستند به سرعت بادها می دوند.
ما انسان ها نیز آفریده نشده ایم که با هم مسابقه ی زندگی دهیم.
ما تک تک به وجود آمده ایم تا زندگی کنیم و به اوج های لایتناهی برسیم.
در انسان نیرویی عظیم نهفته شده است که او را به آرزوهایش برساند؛
اما فقط زمانی این نیرو بی انتهاست که برای یافتن و رسیدن به رؤیاها
و نه پیشی گرفتن ها به کار افتد.
دیدگاه ها (۱۰)

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد ، به زیر آن درختی رو ...

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯾﺴﺖ ﺯلیخا ، ﭼﻪ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖﻫﺮ ﺯِ ﭼﺎﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ ﯾﻮﺳﻒ ﮐﻨ...

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گر...

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شودشیطان دوباره دست به نیرنگ می ش...

سفیر کبیر Grand Ambassador

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط