{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Empire of the Six Towers:

Empire of the Six Towers:
Lawyers' Battle
امپراطوری شش برج : نبرد وکلا
p¹⁶
رفتیم و سوار هواپیما شدیم . من مثل چی از هواپیما میترسم . آریا هم واسه خودش و هم واسه من جایگاه فرست کلس رزرو کرده بود .
بعد از نشستن ، آریا لبتابشو باز کرد .
- پرونده ها خیلی زیاد شدن ، چند تا پرونده و پی دی اف واست ایمیل میکنم نگاه کن .

+ رفتم خونه چک میکنم

- الان نگاه کن

+ گفتم رفتم خونه چک میکنم

- من از تکرار حرفم بشدت متنفرم یا الان چک میکنی ...

+ یا چی ؟!

- یا اینکه خودت با مزاحم تلفنی و کسایی که الان میخوان سر به تنت نباشه روبه‌رو شی

+ هووووف . من الان سرگیجه میگرم خوب

- مشکل من نیس

توی دلم کلی بهش فحش دادم‌ . با هزار جور بدبختی لبتابمو باز کردم ، ولی سرگیجه نگرفتم . شروع کردم به حل و برسی پرونده ها .

۵ ساعت بعد *

بالاخره رسیدیم . دستیار آریا واسش ماشین آماده کرده بود . منم به در پرویی زدم و رفتم ، تا میخواستم چمدونو بذارم توی ماشین آریا دستمو گرفت و گفت :
- تو کجا ؟

+ منم میام باهاتون

- چه پروویی تو !

همون جا بود که کلی از استاکر ها و دشمنامون ریختن سرمون با گوجه داشتن مارو میزدن 😂
سریع سوار ماشین شدیم ولی بازم داشتن تعقیبمون میکردن . بعد از چند لحظه ازشون دور شدیم و یک نفس عمیقی کشیدم . وقتی رسیدیم شرکت همه رفته بودن و هیچ کس نبود . ولی منو آریا باید اضافه کاری وایمیستادیم . _ .

بعد از کلی کار و خستگی رفتم توی اتاق استراحت . یک قهوه ریختم و نشستم رو مبل و تلویزیون رو روشن کردم .

اخبار : به خبرهایی که بدستمون رسیده توجه کنید . کاترین آگرد و آریا استرلانگ هردو به جرم قتل و مجروح کردن آتش استرلانگ بازداشت و حکم زندان آنها صادر شده است . با گفته ...

همین که اینو شنیدم کل قهوه رو تف کردم بیرون و با تعجب به صفحه ی تلویزیون نگاه کردم . یعنی اینقدر ماجرا بالا گرفته !

رفتم به اتاق آریا و ماجرا رو واسش تعریف کردم .
بعد از چند لحظه صدای ماشین پلیس اومد .

پلیسا : کل رج هارو محاصره کنین

منو آریا به هم دیگه نگاه کردیم و سریع لازممون رو برداشتیم .
هردومون رفتیم توی wc و لباسامون رو عوض کردیم و لباس عادی با ماسک و کلاه پوشیدیم .
بعد از درب پشتی شرکت جیم شدیم ولی ...
ادامه دارد ...
#دیالوگ #روزمرگی #عاشقانه #سناریو #داستان #فیک_نویسی #رمان #رمان
دیدگاه ها (۰)

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

My uncle (part 25)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط