{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part¹

ات ویو
چند روز بود حالت تهوع داشتم
اولش برام عادی بود چون من معدم برای بعضی غذاها اذیت میشد
و میاوردم بالا
ولی الان غیر عادی شده بود
هنوز غذارو نخورده بودم میاوردم بالا
هوپی هم نگرانمه ولی امروز صبح که داشتم ضرفارو می‌شستم ذهنم به یکچیزی درگیر شد
نکنه حاملم......
تا دارو خونه رفتم و یک بیبی چک خریدم
امیدوارم جوابش مثبت باشه
میترسیدم
از اینکه مادر خوبی نباشم....
و نتونم مراقبت کنم
ولی هوپی خیلی بچه دوست داره
و قول داده تا وقتی بزرگ بسه پیشم بمونه
منتظر بودم تا بیبی چک جواب بده
جوابشو داد
من که نمی‌دونستم با این خطا بفهمم باردارم یا نه
پس زدم گوگل...

ات:چیییییی چییییییی چیشدددددد مننننن با دارممممممممممم جیغغغغغغغغغغغغغغ( جیغ بنفش)

از ذوق داشتم میمیردم
وای تا هوپی بیاد خیلی مونده باید سوپرتیزش کتم
رفتم داخل سالن مهمونیه خونمون
سالنی که همه‌ی مهمونی هامون توی اون بود
سالنی که خیلی خوشگل بود و با گل تزئنن شده بود و خالیه خالی بود
به دیزاین گفتم هرچه سریعتر بیاد و دیزائین کنه
وقتی دیزائین کرد واقعا زیبا شده بود
به طرح ابی و صورتی
لباسی که دقیقا برای تعیین جنسیت بودو پوشیدم
و به خودم رسیدم

زنگ در خورد...................................

surprise:سورپرایز....

شرط پارت بعد
لایک ²³
کامنت ¹⁵
دیدگاه ها (۳۷)

Part²ات ویوتند تند رفتم درو باز کردم هوپی خیلی خسته بود تا م...

Part3آت ویواز حموم اومدیم بیرون گزاشتم بخوابه تا ساعت۸ بعدش ...

Part 3ات ویواز خواب بلند شدمدستی دور کمرم حس کردم روی رحمان ...

Part 2ات ویواصلا خبری از یونگی نبودمنم اینجا حالم بهتر شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط