{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دُختـــَـرَم...

دُختـــَـرَم...

دُختــــَـرعــَزیــزم...

اِمــروز بــَرای تــو مـ ـی ـنویـسَم ...

سالـ ـها بـَعـد اَگـر بدنیــا آمـَدی و بـُزرگــ شـُدی ...

قــَد کشیدی و خانــوم شدی

دلـَم مـ ـی ـخواهـَد تــو را اَز هـَمـه ی پــسرهـ ـای مـَحَله و

مـَدرســه و دانشگــاه دور کنـ َـم...

دلـَم مـ ـی ـخواهـَد نگــذارَم اَز خانـ ـه بیــرون بـروی ...

دلـَم مـ ـی ـخواهـَد رَنگــ آفتابــ را فقـط دَر حیــاط خانـ ـه ببینـ ـی ....
دُختـــَـرَم مـ ـی ـدانـَم اَز مـَن مـُتنفــِر مـ ـی ـشـَوی

مـ ـی ـدانـَم مـَرا بـَدتـــرین مــادر دُنیـــا مـ ـی ـدانی …

مـ ـی ـدانـَم... خوبــ مـ ـی ـدانـَم

اَمـــــــــا دُختـــَـرَکم ...

اَگــَر بـدانـ ـی چـ ـه بــَر سـَـر جـوانـ ـی مادرتـــ آمـَد ...

چگونـ ـه دلـَـ ـش شکستــ و آرزوهایـش تـبــــاه شــُـد ...

چــگونـ ـه دَر اوج جــوآنـ ـی پیـــر شــد

و بـ ـه ســــوگــ معصــومیتــ از دستــ رفتـ ـه اَش نشستــ...

آنــوقتــ دیگــــر اَز مــــــــادر گــِلـ ـه نـمـ ـی ـکـُنـ ـی....

دُخـتـــَـرَم وقتـ ـی سـِنـَتــ هـَنـوز درگــیر اِحسـاس استــ

و منطـــق نـِمـ ـی ـشناسَد...

عـاشق مـ ـی ـشـَوی
دُختـــَـرَم عـاشقــ ـی دَرد دارد ، دَرد ِ بـ ـی دَرمــآن ...

بــَهـآی سنگینـی دآرَد ،

بـ ـه انـــدآزه ی تمـآم شــدن روزهـای خـوبــ جـوآنــی

بـمـ ـی ـرَد مــادَر و درد ِ آنــروزهایتــ را نبینــَد
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴

Forced MarriagePart 44چشمام رو باز کردمچند ثانیه طول کشید بف...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

خفه شینننننن خواهش میکنم ...درکم کنید ...چرا نمیفهمید ....من...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

عمارت بلک وود

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط