هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_31
سرد رفتار میکرد ؟ فکر میکرد اخلاقش خیلی اهمیت داره برام!
نیشخندی زدم ..
_دارم میرم جایی ! به پناه بگو قبل 9 بخوابه!
سری تکون داد که کلافه غریدم :
_از زبونت کار بکش احمق!
چشمی زیر لب گفت که بدون هیچ حرفی سوار ماشین شدم ..
زنگ زدم به حامد بعد چند تا بوق صداش اومد :
+جونم داداش؟
_ادرس اون زنیکه رو بفرست!
+ چشممم
نگاهی به آدرس که فرستاده بود انداختم ..فاصله اش زیاد نبود نیم ساعت راه بود !
میخوام پناه زودتر بخوابه .. نمی‌خوام رابط.مو با کسی ببینه!
بعد از نیم ساعت رانندگی کردن به خانه قدیمی رسیدم ..از ماشین پیاده شدم تقه ای به در زدم ..
که زن سبزه پوستی که قشنگ معلوم بود رفته سولار..جلوی در قرار گرفت ..
+توو کیی؟
تک خنده ای کردم ..خَراب!
_مشتری امشبتم!
مردِ شکم گنده ای پشتش قرار گرفت
+نازی جون ایشون کیه؟
بی توجه به مرد دستمو کشید برد داخل ..
+مشتریمه!
مرد سری تکون داد .‌.
نجاست از سر روی خونه می‌بارید!
اگر بحث نیازم نبود اصلا نمیومدم تو این خراب شده!
نمیخوام بخاطر نیاز خودم اون بچه رو بترسونم!
دیدگاه ها (۳۲)

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

کپشششننن🥿😌عروسک من😈🔞پارت هشتاد و شش صورتمو قاب دستام گرفتم ل...

کپشننننن🎀😈عروسک من😈🔞پارت چهل و هشت پاشدم و پله هارو رفتم با...

Part ²⁰ویو لیلیخوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش چند روز ب...

(:♡ رز ابی من part .2.اول عکسارو بخونید بعد متنو بخش دوم ♡~~...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۶ نورا سرشو بلند...

چند پارتی (درخواستی)

KIM V

رمان جونگکوک

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط