{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من درد در رگانم

من درد در رگانم
حسرت در استخوانم
چیزی نظیر آتش در جانم پیچید
سر تا سر وجود مرا گویی چیزی بهم فشرد
تا قطره ای به تفتگی خورشید جوشید از دو چشمم
از تلخی تمامی دریاها در اشک ناتوانی خود ساغری زدم
دیدگاه ها (۱)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 50 "" ویو پارک آنجلینا...

مرد بی رحم

پارت: 3 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*فراموش کرده بودم که پای راس...

چند پارتی جونگ کوک

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.²چشم‌ها بالاخر...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط