{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرمت نگه می‌‌دارم...

حرمت نگه می‌‌دارم...
اگر نه باید تو را...
عاشقانه‌های تو را...
خاطرات تو را...
می‌بستم به بد و بیراه...
بایداصالت تو را...
می‌ بستم به نانجیب‌ترین حرف‌هایِ رایجِ کوچه و خیابان...
فحشِ آدم و عالم را می‌‌کشیدم به عشقِ بی‌ صاحبت...
روز‌های بی‌ پدر مادرِ تنهایی‌...
شب‌های لامروت بی‌ خوابی‌...
غروب‌های نحسی که صدای اذان بلند میشود...
صدای نفرین‌های مادرم بلند میشود...
سایه ی نبودنت قد می‌‌کشد...
و من تلخ ترین بغض دنیا را تا ته حیاط می‌‌کشم...
تا آبرویت را پیش هر کسی‌ نریزم...
خدااااااایِ من...!!!!
با این همه بدی...
چقدر هنوز دوستش دارم...
دیدگاه ها (۳۲)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

پارت ۴۰

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

سناریو جونگکوک

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

### ⏳ پارت پنجم: رازِ زیرزمینتیزیِ دندون‌هاش رو حس کردم... د...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط