"A business marriage"

"A business marriage"
"P²⁹"
بعدش دکتر رفت

تقریبا یه ساعت بعد رفتم بخش آی سی یو و دیدمش هنوز بیهوش بود منم خیلی خوابم میومد دستشو گرفتم و سرمو گذاشتم روی سینش و خوابیدم...

یه ساعت بعد بیدار شدن دیدم دست جونگکوک تکون میخوره خیلی خوشحال شدم
_ جونگکوکا بیدار شو خواهش میکنم هق میدونی چقدر منتظر موندم تا خوب شی هقق؟
+ آخخ.. اینجا کجاست بورام؟
_ هااا..تو ..تو بیدار شدی واقعا؟؟؟؟
+ اره اینجا بیمارستانه بورام چه اتفاقی واسم افتاد؟
_ اوهوم ولش کن فعلا نمی‌خواد راجب اون حرف بزنیم خیلی خوشحالم که زنده موندی هقق...
_ من همیشه بخاطر تو زنده میمونم!
+ هیم خیلی خوشحالم...

لایک و کامنت یادتون نره...!
شرط های پارت بعد:
۲۰ لایک
۱۰ کامنت
اگه شرطا کامل شن پارت بعد رو میذارم...🥺💜
دیدگاه ها (۱۷)

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁷ویو میکا_____جیمین چند ...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 4)

جنگل نفرین شده پارت ۲۳

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت ۴۸

فردا صب ساعت ۶کوک ویو:صبح نوری که به چشمم میخورد بیدار شدمآی...

محو زیبایی او پارت ۴۹ویو رزا داشتم ته یونگ میبوسیدم که دخترا...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁴تهونگ: نمی‌تونم...تهون...

پارت 40 رمان عشق مدرسه ای هیونجین: نمیدونم ات: شوشویی قهر نک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط