فیک رنگ های درد
فیک رنگ های درد
پارت⁵
ا.ت:تو از من چی میخوای؟
تهیونگ:میخوام آزارت بدم و نابودتت کنم چون از این کار لذت میبرم
ا.ت:پس از آزار و تحقیر آدما لذت میبری
تهیونگ:آره همینطوره وقتی میبینم که انسان ها دارن درد میکشن خیلی خوشحال میشم و حس خوبی میگیرم
ا.ت:خب چرا نمیخوای این مشکل و درمان کنی؟
تهیونگ:این مشکل نیست جزوی از شخصیت منه
ا.ت:نه اینطور نیست،من حس میکنم که تو سادیسم داری
تهیونگ:بسه دیگه،من هیچ مشکلی ندارم
ا.ت: فعلا خداحافظ من باید برم
تهیونگ: چه زود تسلیم شدی
ا.ت:این تازه اول بازیه،کیم تهیونگ، و اینم یادت باشه که من هیچوقت تسلیم نمیشم ،فعلا من رفتم فردا دوباره ساعت ۹ صبح میام اینجا
تهیونگ:باشه دیگه برو،میخوام نقاشی بکشم
ا.ت:از گالری خارج شدم سوار ماشینم شدم و رفتم خونه گرسنم بود یه چیزی درست کردم و خوردم و بعدشم دوش گرفتم و رفتم خوابیدم
پارت⁵
ا.ت:تو از من چی میخوای؟
تهیونگ:میخوام آزارت بدم و نابودتت کنم چون از این کار لذت میبرم
ا.ت:پس از آزار و تحقیر آدما لذت میبری
تهیونگ:آره همینطوره وقتی میبینم که انسان ها دارن درد میکشن خیلی خوشحال میشم و حس خوبی میگیرم
ا.ت:خب چرا نمیخوای این مشکل و درمان کنی؟
تهیونگ:این مشکل نیست جزوی از شخصیت منه
ا.ت:نه اینطور نیست،من حس میکنم که تو سادیسم داری
تهیونگ:بسه دیگه،من هیچ مشکلی ندارم
ا.ت: فعلا خداحافظ من باید برم
تهیونگ: چه زود تسلیم شدی
ا.ت:این تازه اول بازیه،کیم تهیونگ، و اینم یادت باشه که من هیچوقت تسلیم نمیشم ،فعلا من رفتم فردا دوباره ساعت ۹ صبح میام اینجا
تهیونگ:باشه دیگه برو،میخوام نقاشی بکشم
ا.ت:از گالری خارج شدم سوار ماشینم شدم و رفتم خونه گرسنم بود یه چیزی درست کردم و خوردم و بعدشم دوش گرفتم و رفتم خوابیدم
- ۶.۶k
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط