{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت از اصالت این قهوه چیزتر

چشمانت از اصالت این قهوه چیزتر
یعنـــی غلیظ تر، بله! یعنی غلیظ تر

سرد است، نبض ساعتم آهسته می زند

هـــر لحظه حال عقـــربه هایــــم مریض تر

من رفته ام! و در کلمات تو نیستم

تــــو رفته رفته در کلماتم عزیزتر...

چندی ست جمله های تو را فکر می کنم

تا طعــم طعنــــه هــای تو را تند و تیزتر...؛

دیوانه نیستم! ولی این کار ساده ایست-

تا از کنایـــه های شمـــا مستفیض تر...

ای دانه های تلخ زمان در تو حل شده!

فنجــــان چشم های مرا هی نریز – تر

در مرگ من تو سرد و کفن پوش می رسی

نـــرم و سفید ، توی لباســــی تمیـــــــزتر

این بیت را به قصد وصیت نوشته ام؛

قبـــــر مرا برای تو قدری عریض تر...
دیدگاه ها (۱)

روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیستدر وجودم سنگ روی سنگ دیگ...

این صندلی که جای تو خالیست روی آنیعنی که آمدی، که نشستی، که ...

پای کسی غیــر از تو حاشا در میان باشدوقتی که چشمت راوی این د...

می‌رسی اخم می‌کنی که چرا باز بوی سپند می‌آیدچه کنم؟با وجود ا...

#کپی_ممنوع ⛔ در تقویم نگاهت، تمام فصل‌ها بهار استو من، مسافر...

تو مرا کشتی؛البته، اشتباه برداشت نکن، فقط تو نبودی که مرا آس...

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط