{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پای کسی غیــر از تو حاشا در میان باشد

پای کسی غیــر از تو حاشا در میان باشد
وقتی که چشمت راوی این داستان باشد

تو باشی و فکر کسی باشم؟چه کس دیده

هرگــز دو تا خورشید در یک آسمـان باشد؟

تلخی تو دلچسب چون سیگار بعد از چای

رسم است زیبــا رو کمی نا مهربان باشد!

گیسوی خودرا وا مگیر از دست من ، مگذار

این کشتـی ِ طوفــان زده بی بادبان باشد

یک شهر کشته مرده ات هستند و حق دارند

سخت است قلبــی از نگاهت در امان باشد

خالی است دستانم ولی زیبایی ات گم بود

شاعر اگـر می خواست فکر آب و نان باشد

تقویم حرف مفت دارد می زند خانم!

پیرم ولی آدم دلش باید جوان باشد...
دیدگاه ها (۱)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پای کسی غیــر از تو حاشا در میان باشدوقتی که چشمت راوی این د...

امشب اگر راهی به سمت آسمان پیدا کنمنقش از نگاهت می‌کشم تا ما...

من که سرگرم غزل بودم و در حال خودمشعر می گفتم از احساسم و اح...

قربان صدقه رفتن هایش هم شبیه آدمیزاد نبود آخـر ...یک بار نشد...

من دیگر به تو فکر نمیکنم حتی دیگر انتظارت را هم نمیکشم اما ن...

امین شیرزادی شاعر اسلام‌آبادی

شرمین شجره

#پارت_۱۱۹ #آخرین_تکه_قلبمهر کدوم از پسراش یکیو دارن هرشب پی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط