{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

امضای خونین عشق

part¹⁴

اون بهترین مردی بود که تو کل زندگیم دیدم،کسب و کار شخصی خودش رو داشت و هر وقت پول قلبمه ای به جیب میزد بخش زیادیش رو به پروشگاه میبخشید و میگفت: این پولوخدا بهم داده و منم باید با بنده های دیگه اش اونو تقسیم کنم.

چشمایی زیبایی داشت،خیلی پر حرارت بودن، یه دماغ بزرگ که قبلا یه بار شکسته بود،همیشه خیلی زیرکانه و مودبانه عمل نمیکرد و لب های پر گوشتی داشت و من عاشقون بودم و در اخر یه لبخند دلگرم کننده که میتونست وقتایی که میزنه به سرم و دیونه بازی درمیارم در عوض ثانیه ای منو باهاش رام کنه. بازو های بزرگش پر از تتو بودن، تقریبا کل بدنش به جز پاهاش با تتو پوشیده شده بودن، خیلی قدرتمند بود و بالای ۷۵کیلو وزن داشت، مردی بود که همیشه کنارش احساس امنیت میکردم. من با قد158سانتی متریم و50کیلو وزنم کنار هم شبیه فیل و فنجون بودیم. کل زندگیم مادرم بهم میگفت ورزش کنم برای همین اندامم خیلی خیلی روی فرم بود.البته خودم هم دیونه ورزش بودم و علاقه زیادی به ورزش داشتم،(این یه تیکه الهام گرفته شده از علایق منه.)
از پیاده روی تا کاراته، همه ورزش ها رو امتحان کرده بودم.
دیدگاه ها (۲)

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart¹⁵برای همین خ...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart¹⁶دندانامو مس...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart¹³هر بردی توی...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart¹²تصور چشم ها...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart¹⁷همیشه برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط