𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮
𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮
امضای خونین عشق
part¹⁵
برای همین خداروشکر برخلاف دوست پسرم شکم تختی داشتم با پاهای خوش فرم و عضلهای داشتم و البته باس*ن برجسته ام که نتیجه میلیون ها اسکواتی بود که توی باشگاه میرفتم.
_من بلند میشم!
اینو گفتم و لیوان شیرشکلات سرد و خوشمزه رو بدست گرفتم. بعداز نوشیدن کامل محتویات لیوان اونو زمین گذاشتم و به سمت حموم راه افتادم. وقتی جلوی اینه ایستادم و خودمو دیدم تازه فهمیدم که چقدر به این تعطیلات نیاز داشتم.
چشمای درشتم خیلی غمگین و خسته بودن.
بیکار و بی فعالیت بودن منو نسبت به همه چیز بی علاقه کرده بود و دیگه هیچ شور و شوقی نداشتم. موهای قهوایم ازادانه رو شونه هام رها شده بودن،از نظر خودم قدشون زیادی بلند شده بود چون هیچ وقت اجازه نمیدادم بیشتراز15سانت بشه. در حالت عادی همیشه خودمو زنی خوش چهره و شیک میدونستم ولی متاسفانه الان اصلا اینطور نبود.
شرایط شغلیم باعث شده بود زیادی به سر و وضعم برسم، اما حالا که کاری ندارم،انگار اشتیاقم برای رسیدن به ظاهرم از بین رفته و نمیدونم در آینده چیکارکنم.
زندگی کاری و حرفه ایم همیشه تاثیر مثبتی روی بالا بودن اعتماد بنفسم داشت.حالا نه کارت بیزنسی برای معرفی خودم به دیگران توی کیفم دارم نه خط تلفن برای تماس های کاری احساس میکنم که انگار دیگه خودمم وجود خارجی ندارم.
اگه کمپانیSJحمایت شه، پنج تا پارت میزارم(منظورم کاراموزه).
امضای خونین عشق
part¹⁵
برای همین خداروشکر برخلاف دوست پسرم شکم تختی داشتم با پاهای خوش فرم و عضلهای داشتم و البته باس*ن برجسته ام که نتیجه میلیون ها اسکواتی بود که توی باشگاه میرفتم.
_من بلند میشم!
اینو گفتم و لیوان شیرشکلات سرد و خوشمزه رو بدست گرفتم. بعداز نوشیدن کامل محتویات لیوان اونو زمین گذاشتم و به سمت حموم راه افتادم. وقتی جلوی اینه ایستادم و خودمو دیدم تازه فهمیدم که چقدر به این تعطیلات نیاز داشتم.
چشمای درشتم خیلی غمگین و خسته بودن.
بیکار و بی فعالیت بودن منو نسبت به همه چیز بی علاقه کرده بود و دیگه هیچ شور و شوقی نداشتم. موهای قهوایم ازادانه رو شونه هام رها شده بودن،از نظر خودم قدشون زیادی بلند شده بود چون هیچ وقت اجازه نمیدادم بیشتراز15سانت بشه. در حالت عادی همیشه خودمو زنی خوش چهره و شیک میدونستم ولی متاسفانه الان اصلا اینطور نبود.
شرایط شغلیم باعث شده بود زیادی به سر و وضعم برسم، اما حالا که کاری ندارم،انگار اشتیاقم برای رسیدن به ظاهرم از بین رفته و نمیدونم در آینده چیکارکنم.
زندگی کاری و حرفه ایم همیشه تاثیر مثبتی روی بالا بودن اعتماد بنفسم داشت.حالا نه کارت بیزنسی برای معرفی خودم به دیگران توی کیفم دارم نه خط تلفن برای تماس های کاری احساس میکنم که انگار دیگه خودمم وجود خارجی ندارم.
اگه کمپانیSJحمایت شه، پنج تا پارت میزارم(منظورم کاراموزه).
- ۵۰۵
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط