{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۸۳۲
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
نشستم رو زمین...
شاهین_/چرا نشستی زمین بیا بشین رو مبل...
_نمیخوام راحتم...بچه مو بده...
شاهین شونه ای بالا انداخت...
_نه فعلا لازمش دارم...
_/یزید...
ارمیتام کنارم نشست...سرمو گذاشتم رو شونه ش...
_ارمی
_/جانم
_میدونی اگ توی اینجام نبودیم شرایط خوب بود بازم با امیر نمیرفتم...؟!
_/چرا‌‌...
_چون اون مثل من نیست...لیاقتش بیشتره...من همون با شاهین بمونم بهتره...
_/چرت پرت نگو ملی...همین جوریشم روانی شدی توی این چند روز...
_دیشب باهام رابطه داشت...
_/چی شاهین؟
_اره اینو ببین تازه‌...
یقه لباسمو اروم کشیدم پایین...
_/حتی یه ذره ام بی حسی نزن...داشتم میلرزیدم نقطه ای حساسیم میزد نامرد...
لباسمو درست کردم...گردنم پر از کبودی بود...بخاطر لباسم دیده نمیشدن...حتی ارمیتام مونده بود چی بگه...
_/بیخیالش ...اما اگه اومدن لونارم ببر با خودتون گناه داره بچه س اینجا اذیت میشه...
_باهم میریم ملی امیر خیلی دوست داره مطمعنم درکت میکنه..‌.
_/مگه تو چیزی یادت میاد...
_اره...من همه چی یادمه...یه مدت هیچی نمیدونستم اما حافظه ام برگشت ...
_/چه خوب ...اما اگه اونم راضی باشه دل من راضی نیست...اخلاقشو میدونم خیلی حساسه ...
دیدگاه ها (۲)

پارت ۸۳۳رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۳۴رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۳۱رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۳۰رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط