{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب رویایی

شب رویایی
پارت ۲۴


وارده آپارتمان شدن اون سوک بی‌حال سمته اتاق اش رفت کیونگ می صداش زد ولی جواب اش رو نداد بدو هیو حرفی از پله ها بالا رفت
( چش شده دختره دیونه )
کیونگ می هم سمته پله ها رفت و به طبقه بالا رفت به اتاق اون سوک رفت بعد از در زدن وارد شد با دیدن اون سوک که جلوی آینه ایستاده سمتش رفت
کیونگ می : دختر چت شده
اون سوک : چیزی نیست فقط یکم نفس کشیدن واسم سخته
کیونگ می : دارو هاتو خوردی
اون سوک : آره خوردم خوب میشم توهم برو بخواب دیر وقته
کیونگ می : باشه پس توهم بخواب خوب میشی
اون سوک : باشه
کیونگ می از اتاق خارج شد اون سوک سمته کمد رفت بعد از برداشتن لباس خواب سفید اش به حمام رفت و پوشید اش
نفس کشیدن براش سخت بود به سختی نفس می‌کشید
به سمته بالکن رفت درو باز کرد و وارده بالکن شد چند قدمی براشت و دست هایش را گذاشت رویه میله ها چشم هایش را بست و نفس عمیقی کشید هوای خنک رو وارده ریه هایش کرد نسیم ملایمی می‌وزید موهای رو صورت اش رو این نسیم خنک میزد زمان زیادی همونجا ایستاده بود صدای در که به گوشش خورد فهمید که جیمینه اما برنگشت به ایستادن اش ادامه داد
صدای قدم هایش را می شنید که دم به دقیقه نزدیک و نزدیک تر میشد یهو صدا قدم هایش قطع شد فکر کرده رفته اما با حس کردن دستی رویه موهاش چشم هایش را باز کرد
جیمین : موهات بوی خوبی میدن
اون سوک :
اون سوک برگشت با بوی الکلی که از جیمین می اومد روبه جیمین کرد و گفت
اون سوک : مست کردی
جیمین قدمی بهش نزدیک شد دهنشو نزدیکه گوشش کرد و گفت
جیمین : تو چی فکر می‌کنی
اون سوک : برو کنار بوی الکل میدی
جیمین صورت اش رو عقب برد اون سوک خواست بره اما جیمین مچ دستشو گرفت و قدمی بهش نزدیک شد اون سوک یه قدم عقب رفت جیمین دوباره بهش نزدیک شد همینکه اون سوک یه قدم دیگه ای به عقب برداشت پشت اش به میله های بالکن برخورد کرد
اون سوک : بزار برم
جیمین : چشمات
با تعجب نگاهش کرد جیمین به حرف هایش ادامه داد
جیمین : اونا خیلی خوشگلن
ضربان قلب اش بالا رفته بود هوا برایش خفه کننده بود نمی‌تونست درست نفس بکشه با تردید گفت
اون سوک : جیمین تو مست کردی برو کنار
جیمین : می‌دونستی که خیلی زیبایی ...
دیدگاه ها (۰)

شب رویایی پارت ۲۵بخاطر لحن عجیب اش هر کلمه ای رو که بیان میک...

شب رویایی پارت ۲۷سر میز صبحانه نشسته بودن صبحانه می‌خوردن کی...

شب رویایی پارت ۲۳جیهو : هی پسرا این دخترت چه جگری بودن مخصوص...

شب رویایی پارت ۲۲به سختی تونست از خبرنگارها رد بشن و وارده س...

پارت شانزدهم رزا داشت وسایلش رو جمع می‌کرد که ته‌سوک جلوی در...

پارت 4۴بارونِ ریزی شروع به باریدن کرده بود. هوا سرد و سنگین ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p45درست...به سمت همون جایی که نینا پشت پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط