{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(دوست داشتنی) پارت 8

(دوست داشتنی) پارت 8

ا.ت: راستی انتقال یافته
کدوم مدرسه هستی
تهیونگ: مدرسه من تموم
شده
ا.ت: مگه چند سالته
تهیونگ: ۲۴
ا.ت: چی تو مدرسه ما
چیکار میکنی
تهیونگ:توباید بهتر از همه
بدونی دیگه یانگ ا.ت
ا.ت: من چیزی نمیدونم
اسممو فامیلم و از کجا میدونی
تهیونگ: برو پانزده ساله پیش
ا.ت: اون موقع من ۴سالم بود
انتظار داری چی یادم بیاد
تهیونگ: خب پاریس چی و
عروسک زرافه چی
ا.ت: چی منظورتو نمیفهمم
تو کی هستی
تهیونگ: فکر کن
ا.ت: وایسا ببینم تو کیم تهیونگ
نیستی
تهیونگ: خوب شناختی
ا.ت: کی برگشتی
تهیونگ: همین یه ماه پیش
از وقتی که رفتیم هنوز تو
فکرت بودم
ا.ت: واقعا یعنی تو همه
چیز یادته ولی من هیچی
یادم نیست
تهیونگ: تو اونموقع بهترین
دوستم بودی الانم میتونی
باشی
ا.ت: مثل قبلا دوستت باشم
تهیونگ: آره هر حرفی داری
میتونی به من اعتماد کنی
ا.ت: خیلی دلم برات تنگ
شده بود
تهیونگ: من همینطور
ا.ت: بیا بغلم
تهیونگ: چی
ا.ت: به عنوان بهترین دوستم
بیا بغلم
تهیونگ: اها بهترین دوست
#تهیونگ
#فیک
دیدگاه ها (۱)

(دوست داشتنی) پارت 9تهیونگحس خوبی داشتموقتی داشتم بغلش میکرد...

(دوست داشتنی) پارت 10تهیونگ: اخه وقتی دیدمتدوباره حس چند سال...

شاید فردا و پس فردا نتونستم فعالیت کنم شاید هم کردم نمیدونم ...

(دوست داشتنی) پارت 7تهیونگنتونستم دیروز بهشبگم پس امروز حتما...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁷¹یک ساعت بعدچشمانم را باز کردم دیدم ب...

پارت حذف شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط