{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم را گذاشته ام سر طاقچه خاطرات قدیمی مان

دلم را گذاشته ام سر طاقچه خاطرات قدیمی مان
تو که رفتی یادت هست ؟
از همان روز
دلم را نتکانده ام
گذاشته ام غبار خاطرات روی آن آنقدر بنشیند
تا خودت بیایی
دلم را از روی طاقچه برداری
غبارش را به دمیدن نفسی برگیری
و باز سر جایش بگذاری
خودت هم بیایی همان جای قدیمی ات بنشینی
و باز هم من می شوم همان
همان قدیمی خودت . . . ...
دیدگاه ها (۱)

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

پارت بعدی 🎀عصر همان روز...ات جلوی کافه ایستاده بود و چند ثان...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

🖤 مافیای منقسمت یازدهم | حقیقتی که نباید می‌فهمیدات تمام روز...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط