دلم را گذاشته ام سر طاقچه خاطرات قدیمی مان
دلم را گذاشته ام سر طاقچه خاطرات قدیمی مان
تو که رفتی یادت هست ؟
از همان روز
دلم را نتکانده ام
گذاشته ام غبار خاطرات روی آن آنقدر بنشیند
تا خودت بیایی
دلم را از روی طاقچه برداری
غبارش را به دمیدن نفسی برگیری
و باز سر جایش بگذاری
خودت هم بیایی همان جای قدیمی ات بنشینی
و باز هم من می شوم همان
همان قدیمی خودت . . . ...
تو که رفتی یادت هست ؟
از همان روز
دلم را نتکانده ام
گذاشته ام غبار خاطرات روی آن آنقدر بنشیند
تا خودت بیایی
دلم را از روی طاقچه برداری
غبارش را به دمیدن نفسی برگیری
و باز سر جایش بگذاری
خودت هم بیایی همان جای قدیمی ات بنشینی
و باز هم من می شوم همان
همان قدیمی خودت . . . ...
- ۸۸۲
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط