{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p2۴
این رو گفت و لباس هاش رو در آورد.
همون موقع صدای پایی شنید. مادر تهیونگ در رو طوری محکم کوبید که جونگکوک با دیوار یکی شد.
-‌مامان؟
+ وای خاک بر سرم چرا هیچی تنت نیست؟ اون آلفا کجاست؟
- جونگکوک رو میگی؟ جونگکوک دستشوییه.چطوری اومدی تو؟
+ در باز بود.
جونگکوک‌ پشت پرده پنهان شده بود و نفسش رو حبس کرده بود.
- مامان با اومدنت همه چیز رو به هم ریختی. بهتره قبل از اینکه جونگکوک بیاد بری. می‌دونی که آلفاهای اصیل برای حریم خصوصیشون خیلی ارزش قائلن، نه؟
خانم کیم نگاهش توی اتاق می‌چرخید. وارد اتاق شد. عطر زنونه ی خانم کیم تو کل اتاق پخش شده بود.
لباس های جونگکوک روی میز مطالعش بود. همونجا که برگه های امتحانی هم تصحیح میکرد.
- این لباسا چیه؟
+ مامان اینجا اتاق جونگکوکه، طبیعیه که لباس توی اتاقش عوض کنه.
- بهش نمیاد انقدر شلخته باشه که روی میز بندازتشون.
+ مامان میخوای روی مبل منتظر بمونی؟ منم باید لباس بپوشم نه؟ نمیتونم اینطوری جلوی جونگوک برم که.(📿 نه بابااا) اگر یهو از دستشویی بیرون بیاد و منو اینطوری ببینه چی؟ خوشت نمیاد نه؟
- درست میگی. پس منتظرت می مونم.
مادر تهیونگ از اتاق بیرون رفت و روی مبل منتظر موند.
جونگکوک‌ که نفسش رو حبس کرده بود نفس راحتی کشید و عینکش رو با انگشت اشاره عقب داد.
- مادرت از چیزی که فکرش رو میکردم دقیق تره.
+ زود باش لباستو بپوش جونگکوک.
جونگکوک‌ که شخصیت مادر تهیونگ رو آنالیز کرده بود و میدونست اگر لباس های روی میز رو بپوشه مادر تهیونگ شکاک تر میشه به لباس روی میز دست نزد و لباس های دیگه ای برداشت.
شلوار بگ پارچه ای خونگی چهارخونه مشکی سفید، با تیشرت سفید. اینطوری نشون میداد که از ورود خانم کیم بی خبر بوده و لباس راحتی پوشیده بوده. به خانم کیم هم اطمینان میداد که توی خونه لباس های خیلی چیزز ( بفهمید) نمیپوشه.
بدون اینکه صدایی ایجاد کنه رو نوک پا حرکت کرد و از اتاق بیرون رفت که از سمت دیگه ای بیرون بیاد و خانم کیم شک نکنه.
- خانم کیم؟
+ آقای جئون. ببخشید سر زده اومدم. آخه یه مقدار میوه خریده بودم تهیونگ هم که مارک‌ شده خواهرم میگه میوه خوبه. یکمم سوپ درست کردم.
- نه خواهش میکنم. ایده ی خوبیه. باید قبل از اینکه میومدید براش میوه می‌گرفتم.
+ شما چرا؟ مگه من مردم.
- خدا نکنه.
+ خب پس من این میوه هارو با قابلمه ی سوپ اینجا میذارم و میرم
-بیشتر نمی مونید؟
+ نه دیگه، ممنونم. شما هم کار دارید دیگه مزاحم نمیشم
۱۰ دقیقه بعد
تهیونگ بدو بدو از پله ها پایین اومد. زمانی که به جونگکوک رسید یقه آلفا رو گرفت و صورتش رو به صورت آلفا نزدیک کرد.
- حالا که مادرم رفته می‌خوام طعم لباتو بچشم.
ظرف میوه ها از دست خانم کیم افتاد و شکست.
شرطا توکامنت
دیدگاه ها (۱۷۰)

.....//برده ی زیبا//......

پارت 3۹نورِ لوسترهای کریستالیِ عمارتِ کیم، چشم‌ها رو می‌زد. ...

پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۸ویو راوی نورا با ...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

برده عمارت جئون

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط