آن روزها ... !
آن روزها ... !
نام مرا حتی نمی دانست
من عاشق بودم ولی گویا نمیدانست
من مشت خود را باز کردم ...
خط به خط خواندم
انگار او ...
چیزی از این خط ها نمیدانست
با خود کلنجار عجیبی داشتم
آیا ... !
از عشق میدانست چیزی ... ؟
یا نمیدانست ؟
هی خواب میدم که در ...
95/04/05
نام مرا حتی نمی دانست
من عاشق بودم ولی گویا نمیدانست
من مشت خود را باز کردم ...
خط به خط خواندم
انگار او ...
چیزی از این خط ها نمیدانست
با خود کلنجار عجیبی داشتم
آیا ... !
از عشق میدانست چیزی ... ؟
یا نمیدانست ؟
هی خواب میدم که در ...
95/04/05
- ۶۷۸
- ۰۴ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط