پارت

پارت 1
سلام من آوین هستم. من 22 سالمه و خانوادم وقتی 5 سالم بود از هم جدا شدن. من ی برادر ناتنی دارم ک ازم 3 سال بزرگتره، اسمش امید ـه. بهترین دوستم اسمش لاریساست اون خیلی ب من وابستست...
آوین ویو
چشامو باز کردم و با دیدن بدن نیمه برهنه ی امید توی اتاقم چشمام گرد شد...
"علامت امید
" چیه چرا خشکت زده؟
+توی اتاق من چیکار میکنی؟
"مامانبزرگ تو اتاقمه نمیتونم اونجا لباس عوض کنم ک
+باشه من میرم بیرون
" اسکل خجالتی 😂
فروزان ویو (فروزان مادر نا تنی آوین ـه)
دیدم آوین از در اومد تو
•علامت فروزان
•سلام دختر گلمممم
+سلام مامان.
•چطوری خوابالو؟
+خوبم 😂😂
+مامانی اومده خونمون؟
•اره این سری سر زده اومد
+بابا کجاست؟
•شرکته، کاراش زیاد بود زودتر رفت
+باشه من میرم حاضر شم برم دانشگاه
•باشه مراقب باش
آوین ویو
داشتم از کوچه ای ک ب دانشگاه میرفت رد میشدم اونجا خیلی تاریک و ساکت بود و همینطور تنگ
صدای داد شنیدم یکم نزدیک تر شدم ک...
دیدگاه ها (۰)

پارت2(من جدید) صدای داد شنیدم یکم نزدیک تر شدم ک دیدم ی پسر ...

پارت 3آهای حرومزاده هااااااا'برگشتم دیدم طاهاست شت الان این ...

معرفی رمان «من جدید» شخصیت اصلی: آوین ژانر: درام، کمدی، مودد...

مود:> ب زودی قراره رمان بنویسم:))))

نام فیک: عشق مخفیPart: 30ویو جیمین*مطمئنم دنبال نقطه ضعفمه*ح...

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪𝓟18 ویو کوکداشتیم توی پاساژ میگشتیم که یهو چشمم خ...

پارت پنجاه پنجچی؟چی داری میگی چرت و پرت نگو رام:من سالن اصلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط