{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول فیک دورگه

پارت اول فیک دورگه


عضو جدید؟؟؟؟؟؟!!!! بله درست شنیدی یه عضو جدید. با تعجب به منیجرش نگاه میکنه . این درخواست کی بوده و برای چی ما باید عضو جدید بگیریم؟؟؟!!!
راستش پی دی نیم به من گفت که بیام و به تو بگم که باید یه عضو جدید بگیریم...
که اینطور...
بله...او...راستی یه چیزیو یادم رفت...
چی رو؟! پی دی نیم یادآوری کرد که اون عضو
باید یه دختر باشه. چشماشو تا جایی که میتونست باز کرو وگفت :بللللللللههههه!!!!!؟؟؟؟؟
دختررررررررررر.......ازین بهتر نمیشه . عالی شد...
منیجر:زمین به آسمون نرسیده کیم نامجون...یه جوری میگی دختر انگار ما میخوایم یه موجود فضایی رو استخدام بیگ هیت کنیم...الانم برو تو وبا آرامش همه چی رو برای بقیه
توضیح بده....
اونا منتظرتن ها...
رپمان:تو اونا و من رو اینجا کشوندی؟!
منیجر:نه...درواقع کار منیجراشونه.
رپمان :خوب چرا پی دی نیم خودش به بچه ها نمیگه؟ منیجر:نمیدونم...شاید چون هم سنید.
رپمان: جونگ کوک6سال با جین هیونگ اختلاف سنی داره .اونوقت ما هم سنیم...
منیجر:من این چیزارو نمیدونم نامجون فقط برو وبه اونا توضیح بده...و بعداز تموم کردن حرفاش زیر لبی چیزایی میگه که رپمان متوجه نمیشه ... البته برای اون مهم نبود. چیزی که در
درجه ی اول براش مهم بود غذیه ی عضو جدید بود.
تقریبا شده بود تمام فکر و ذکرش...
در همین فکرا بود که با صدای منیجرش از
فکر بیرون اومد ... منیجر:
نامجون!!!!!!!نامجون!!!!!!کیم نامجوووووون!!!!!!!!
رپمان:بله!!!بله!!!منیجر:حواست کجاست؟
رپمان:هیچی...هیچی...
میانه(ببخشید) منیجر سرشو به نشونه ی تاسف
به چپ و راست تکون میده ...
رپمان:یه چیزیو یادم رفت ...دلیل اینکه پی دی نیم چرا... باحرف زدن منیجرش یهو خاموش میشه...او...بله...بله...اون گفت دلیل اینکارش این بوده که...
یهو یه نفر میپره وسط حرف منیجر ...رپمان چشم غره ای بش میره و تو فکرش میگه:
من باید اینو آدمش کنم...
چن بار بش گفتم تو حرف کسی نپر.!!!!!.


خب این بود پارت اول فیک دورگه.
کوتاه نوشتم خسته نشید .
نظراتون مهمه...
ادامه داره...
دیدگاه ها (۳)

اولین فیکم

رمان : آیدل من پارت: «4»ویو «ا/ت»رسیدیم کمپانی ، از ماشین پی...

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

🎀 BTS Reaction | وقتی میگی «جز من با یکی دیگه‌ای» 😳نامجون:«چ...

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۱/۵

پارت هشتم همین حرف جونگ‌کوک مثل یه تیر خورد وسط قلب نامجون. ...

وقتی عضو هشتمی و روی تخت لخت خوابیدی و یهو میاد تو و......نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط