{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان : آیدل من

رمان : آیدل من

پارت: «4»

ویو «ا/ت»
رسیدیم کمپانی ، از ماشین پیاده شدیم ، وارد کمپانی شدیم رفتیم سمت آسانسور ، وارد آسانسور شدیم طبقه ی 6 رو زدم
به طبقه ی مورد نظر رسیدیم از اسانسور خارج شدیم ، رفتیم سمت اتاق مدیران در زدم با بفرمایید رفتیم داخل
تق تق « مثلا صدای در »
پی دی نیم : بفرمایید 😊
رفتیم داخل
دخترا : انیو هاسیو « سلام » « تعظیم »😚
جانگ پی دی نیم پسرا : انیو هاسیو «سلام » «تعظیم»😚
جانگ : بفرمایید بشینین بچه ها 😊
دخترا :چشم 🙂
رفتیم نشستیم پی دی نیم شروع به حرف زدن کرد
پی دی نیم : خب خوش اومدین ، خودتون میدونین چرا اینجاین ، ببینید ، شما باید یه آهنگ جدید بنویسین اینجوری هم آرمی ها «طرف دارای بی تی اس » و بیبلک «طرف دارای بیبی بلک » هم خوشحال و راضی میشن و بیشتر میشن ، و خوب یه چیز دیگه هم هست 😊
پسرا و دخترا : چه چیزی ؟؟ 🤔🤨
جانگ : اینکه باهم زندگی کنید و بیشتر باهم آشنا بشین ☺️😌
پسرا و دخترا : چشم ☺️
پی دی نیم : خب ما دیگه بریم شما هم درباره آهنگ و دنس صحبت کنید ☺️
جانگ : اره بریم تا بیشتر باهم آشنا بشن و معذب نباشن 😌☺️
جانگ و پی دی نیم: فعلا بچه ها ☺️
پسرا و دخترا : خدافظ «تعظیم»
جانگ و پی دی نیم رفتند حالا باهم تنها شدیم ، سکوت کرده بودیم هیچکی حرف نمی‌زد راستش تا وقتی حرف می‌زدیم سنگینی نگاهی جونگکوک رو روی خودم حس میکردم .....
تا اینکه نامجون گفت :
نامجون :......
خمارییییییی
دیدگاه ها (۰)

رمان :آیدل من پارت:«5»ویو«ا/ت»که نامجون گفت :نامجون : خب الا...

رمان : آیدل من پارت :«6»^پرش زمانی به دو ماه بعد ^ویو «ا/ت»د...

«لباس دخترا برای کمپانی»

«لباس پسرا برای کمپانی »

رمان : آیدل من پارت :«2»ویو «ا/ت»با حرفی که آقای جانگ زد داش...

اسم فیک: عشق آبی p16ویو کمپانی ماشینو پارک کردم و به سمت کمپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط