ببین هرشب منی کهِ می کشم دردِ خیانت را
ببین هرشب منی کهِ می کشم دردِ خیانت را
صداقت پیشه بودم می خورم چوبِ صداقت را
حماقت می کند هر کس که دارد می شود عاشق
سزایی جزشکستن نیست بی شک هر حماقت را
در این دنیا کسی کهِ گیره یک تازهِ نفس باشد
نکن عشوهِ که دیگر او نمی فهمد نگاهت را
همهِ وابستگی ها می شود عادت به ویرانی
به سختی هر چه باشد ترک باید کرد عادت را
منی کهِ هر کسی آمد به سویم دست رد دادم
به ناچاری تحمل می کنم نیشِ جماعت را
سرگشته
صداقت پیشه بودم می خورم چوبِ صداقت را
حماقت می کند هر کس که دارد می شود عاشق
سزایی جزشکستن نیست بی شک هر حماقت را
در این دنیا کسی کهِ گیره یک تازهِ نفس باشد
نکن عشوهِ که دیگر او نمی فهمد نگاهت را
همهِ وابستگی ها می شود عادت به ویرانی
به سختی هر چه باشد ترک باید کرد عادت را
منی کهِ هر کسی آمد به سویم دست رد دادم
به ناچاری تحمل می کنم نیشِ جماعت را
سرگشته
- ۱.۵k
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط